كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
64
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
أُولئِكَ آن گروه كه خير دنيا و آخرت مىطلبند لَهُمْ نَصِيبٌ مر ايشان را بهره است مِمَّا كَسَبُوا از آنچه عمل كردند يعنى درخواست نمودند وَ اللَّهُ و خداى سَرِيعُ الْحِسابِ زودشمارست به مقدار لمحه شمار همه خلائق كند وَ اذْكُرُوا اللَّهَ و ياد كنيد خداى را يعنى تكبير بگوئيد فِي أَيَّامٍ مَعْدُوداتٍ در روزهاى شمرده كه آن ايّام تشريق است و آن سه روز باشد بعد از عيد اضحى و نزد امام اعظم رح بعد از نماز صبح عرفه تا عصر روز عيد و بقول صاحبين تا عصر آخر ايام تشريق در عقب بست و سه نماز تكبير بايد گفت امام شافعى رح درين مسئله موافق صاحبين است فَمَنْ تَعَجَّلَ پس هر كه شتاب كند و از منى برود فِي يَوْمَيْنِ درين دو روز يازدهم و دوازدهم ذىالحجه فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ پس برو هيچ گناهى نيست بعضى از اعراب در جاهليّت متعجل را آثم مىگفتند و جمعى متاخر را حق سبحانه و تعالى فرمود كه در تعجيل رخصت است و هيچ گناهى نيست وَ مَنْ تَأَخَّرَ و هر كه تاخير كند و سه شب در منى باشد فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ پس برو نيز هيچ جرمى نيست و مطلقا وزر و و بال نباشد لِمَنِ اتَّقى مر كسى را كه پرهيزد و بعد از اداى حج تا آخر عمر تقوى را شعار خود سازد وَ اتَّقُوا اللَّهَ و بترسيد از خداى در بقيه عمر وَ اعْلَمُوا أَنَّكُمْ و بدانيد آنكه شما إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ بسوى خداى تعالى محشور خواهيد شد و بمجازات و مكافات خود خواهد رسيد وَ مِنَ النَّاسِ و از مردمان هست مَنْ يُعْجِبُكَ آن كسى كه خوش آيد ترا و در شگفتاند ازو قَوْلُهُ سخن گفتن او و آن اخنس ثقفى بود كه به حضرت رسالتپناه آمد و مرد شيرينسخن و نيكوصورت بود حضرت را طراوت روى و حلاوت گفت و گوى او خوش آمده مضمون كلماتش اين بود كه آمدهام تا حلقه بيعت اسلام در گوش ارادت كشم و غاشيه خدمت سيد انام صلعم بر دوش مطاوعت افگنم و اين سخنان را به سوگند مؤكد ساخته خداى را بگواهى آورد و چون بازگشت و از عمارات مدينه درگذشته زراعت قومى را به آتش بسوخت و چهارپايان مسلمانان را به شمشير پى كرد حق سبحانه تعالى آيت فرستاد كه كسى از مردمان اگر هست كه ترا در عجب مىافگند سخنى كه او مىگويد فِي الْحَياةِ الدُّنْيا در مصالح زندگانى دنيا وَ يُشْهِدُ اللَّهَ و بگواهى مىآرد خداى را عَلى ما فِي قَلْبِهِ بر آن چيزى كه در دل اوست يعنى مىگويد كه دل و زبان من يكى است وَ هُوَ و حال آنكه او أَلَدُّ الْخِصامِ ستيزندهترين دشمنان است وَ إِذا تَوَلَّى و چون برگردد از حضرت تو سَعى برود و بشتابد فِي الْأَرْضِ در زمين مدينه لِيُفْسِدَ فِيها تا فساد و تباهى كند در آن وَ يُهْلِكَ الْحَرْثَ و نابود گرداند كشت زار را بسوختن وَ النَّسْلَ و هلاك كند چهارپايان را وَ اللَّهُ و خداى لا يُحِبُّ الْفَسادَ نمىپسندد معصيت و تباهكارى را