كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
638
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
هؤُلاءِ قَوْمُنَا اين گروه كه كسان ما اندر در نسب يعنى جمعى از اهل افسوس اتَّخَذُوا فراگرفتند بسبب تهديد دقيانوس و بيم قتل مِنْ دُونِهِ بجز خداى به حق آلِهَةً خدايان ديگر كه بر باطلاند لَوْ لا يَأْتُونَ چرا نمىآرند كافران عَلَيْهِمْ بر پرستش بتان و استحقاق ايشان مر عبادت را بِسُلْطانٍ بَيِّنٍ بحجتى روشن و برهانى ظاهر يعنى دقيانوس بوعيد قتل مردمان را تكليف بتپرستى مىكند نه به حجت و برهان فَمَنْ پس كيست أَظْلَمُ ستمكارتر مِمَّنِ افْتَرى از كسى كه افترا كند و بربندد عَلَى اللَّهِ كَذِباً بر خداى تعالى دروغى كه نسبت شركاء كند بوى و قبل ازين گذشت كه دقيانوس بعد از معارضه ايشان را مهلت داد و ايشان فرار كردند يمليخا كه مهتر ايشان بود در اثناى طريق با ايشان گفت كه وَ إِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ و چون يكسو شديد از اهل شرك و دورى جستيد از ايشان وَ ما يَعْبُدُونَ و از آنچه مىپرستند إِلَّا اللَّهَ مگر خداى تعالى چه ايشان خداى را معبود مىدانستند و بتان را در عبادت شريك ساختند يمليخا فرمود كه چون از ايشان و معبودان باطل ايشان بر كرانه شديد فَأْوُوا إِلَى الْكَهْفِ پس بازگشت كنيد بسوى غار و درو جاى گيريد يَنْشُرْ تا بگستراند لَكُمْ رَبُّكُمْ براى شما پروردگار شما و بسيار سازد بر شما مِنْ رَحْمَتِهِ از بخشايش خود در هر دو سراى وَ يُهَيِّئْ لَكُمْ و بسازد براى شما مِنْ أَمْرِكُمْ از كار شما مِرْفَقاً آن چيزى كه بدان نفع گيريد در دين و دنيا آوردهاند كه جوانان اتفاق نموده به كوه برآمدند و شبان ايشان را در غار آورد چون در غار قرار گرفتند حق سبحانه خواب بر ايشان گماشت همانجا بخسپيدند و دقيانوس بعد از دو سه روزى به افسوس باز آمده از احوال جوانان پرسيد و چون از فرار ايشان خبر يافت آباء ايشان را بر احضار ايشان تكليف نمود گفتند اى ملك مبلغى اموال ما برده بدين كوه متحصن شدهاند دقيانوس با جمعى بر عقب ايشان رفت و ايشان را در آن غار تكيه كرده يافت پنداشت كه بيدارند فرمود كه در غار به سنگ برآريد تا همه درينجا بميرند پس در غار استوار ساختند و دو مؤمن از مقربان دقيانوس اسامى و احوال جوانان را بر لوحى از سنگ نقش نموده در ديوار غار وضع كردند به اميد آنكه شايد روزى كسى بدينجا رسد و از احوال ايشان خبردار گردد و غار ايشان در طرف جنوبى كوه بتاخلوس بود لا جرم آفتاب بوقت طلوع و غروب بر دو جانب او مىتافت و عفونت آن را تحليل كرده هوا را باعتدال باز مىآورد و در درون غار نمىتافت تا الوان و اجساد ايشان را متغير و ثياب ايشان را تباه نگرداند چنانچه حق سبحانه مىفرمايد وَ تَرَى الشَّمْسَ و بينى تو اى بيننده آفتاب را إِذا طَلَعَتْ چون طلوع كند تَزاوَرُ ميل كند عَنْ كَهْفِهِمْ از غار ايشان . ذاتَ الْيَمِينِ بسوى راست آينده چه در غار در مقابله قطب شمالى افتاده وَ إِذا غَرَبَتْ و چون غروب كند تَقْرِضُهُمْ ببرد از ايشان و بگردد ذاتَ الشِّمالِ بسوى چپ نگرنده وَ هُمْ و ايشان فِي فَجْوَةٍ مِنْهُ در فراخىاند از غار يعنى در وسط به حيثيتى كه روح هوا بديشان مىرسد از تعفّن غار ايمناند ذلِكَ مِنْ آياتِ اللَّهِ اين خبر ايشان از دلائل قدرت خداى است مَنْ يَهْدِ اللَّهُ هرك را خداى تعالى راه نمايد بتوفيق فَهُوَ الْمُهْتَدِ پس او راه يافته است بفلاح و رشاد وَ مَنْ يُضْلِلْ و هرك را فروگذارد فَلَنْ تَجِدَ لَهُ پس نيابى تو مر او را وَلِيًّا مُرْشِداً هرگز دوستى راه راست نمايند .