كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

629

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

قُلْ بگو اى محمد لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ اگر جمع شوند آدميان وَ الْجِنُّ و پريان كه تو مبعوث بديشانى و اتفاق كنند عَلى أَنْ يَأْتُوا بر آنكه بيارند بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ بمانند اين قرآن يعنى بيارند مثل آن را در فصاحت و بلاغت و حسن نظم و كمال معنى و اخبار از غيب لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ نيارند مانند او را درين صفتها با آنكه در ميان اينان فصحا و بلغا و عرفاء هستند اين آيت در جواب نضر بن حارث فرود آمده كه مىگفت لو نشاء لقلنا مثل هذا اگر خواهيم مثل اين قرآن بگوئيم حق سبحانه فرمود كه جن و انس مثل اين نتوانند گفتن وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ و اگرچه باشند برخى از ايشان لِبَعْضٍ ظَهِيراً مر برخى را هم پشت و مددگار وَ لَقَدْ صَرَّفْنا و به درستى كه گردانيديم و مكرر ساختيم زيادتى تقرير و بيان را لِلنَّاسِ براى مردمان فِي هذَا الْقُرْآنِ درين قرآن مِنْ كُلِّ مَثَلٍ از هر نوعى و صنفى چون ترغيب و ترهيب و قصص و اخبار و ذكر جنّت و نار و مانند آن فَأَبى أَكْثَرُ النَّاسِ پس سرباز زدند بيشتر مردمان و نخواستند إِلَّا كُفُوراً مگر ناسپاسى را كه انكار حق است آورده‌اند كه ابو جهل و عتبه و شيبه با جمعى ديگر از قريش گفتند اى محمد تو دانى كه هيچ شهرى از بلده ما تنگ‌عيش‌تر و كم‌آب‌تر نيست پس اين كوهها را از حوالى ما دور كن تا زمين‌ها قابل زراعت پديد آيد و جويها چون انهار شام و عراق روان گردان تا كشت كنيم و خداى خود را بگو تا ملائكه را براى صدق دعوى تو بفرستد و ترا كوهها از زر و نقره بدهد تا از درويشى بازرهى و بگو تا آسمان را بر سر ما فرود آرد تا از عذاب او آگاه شويم و امثال اين سخنان از روى تعنّت مكرر كردند بعد از الزام حجت بر ايشان باعجاز قرآن اين آيتها درخواستند و عبد اللّه بن اميّه مخزومى گفت كه ايمان نيارم به تو تا نردبانى بنهى و بر آسمان روى و من در تو مىنگرم و نسخه به يارى بنام هر يك از ما كه بخوانيم و بدانيم كه تو پيغمبرى و با وجود آنكه اين‌ها بكنى هنوز گمان برم كه ترا تصديق نخواهم كرد حق سبحانه اين آيت فرستاد كه وَ قالُوا و متعنتان قريش گفتند لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ تصديق نكنيم مر ترا حَتَّى تَفْجُرَ لَنا تا وقتى كه روان سازى براى ما مِنَ الْأَرْضِ از زمين مكه يَنْبُوعاً چشمه پرآب كه هرگز كمى نه‌كند أَوْ تَكُونَ لَكَ يا باشد ترا جَنَّةٌ بوستانى مِنْ نَخِيلٍ وَ عِنَبٍ از درختان خرما و انگور يعنى مشتمل بر آن درختان فَتُفَجِّرَ الْأَنْهارَ پس روان گردانى جويهاى آب را خِلالَها در ميانه آن بوستانى تَفْجِيراً روان‌كردنى أَوْ تُسْقِطَ السَّماءَ يا وقتى كه بيفگنى آسمان را كَما زَعَمْتَ هم چنان كه گمان بردى و وعيد كردى كه او تسقط عليهم كسفا من السماء عَلَيْنا بر ما كِسَفاً پاره پاره أَوْ تَأْتِيَ بِاللَّهِ يا به يارى خداى را وَ الْمَلائِكَةِ و فرشتگان را قَبِيلًا در مقابله يعنى عيان بنمائى يا به يارى ايشان را بگواهى رسالت خود .