كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

597

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

وَ أَوْفُوا و وفا كنيد بِعَهْدِ اللَّهِ به پيمان خداى تعالى إِذا عاهَدْتُمْ چون عهد بستيد مراد « عهد الست » است يا عهودى كه ميان مردم معهود باشد و اصح آنست كه نزول اين آيت در شان جمعى است كه با حضرت رسالت‌پناه عليه الصلاة و السلام در مكّه عهد بستند و غلبهء قريش و ضعف مسلمانان مشاهده كرده جزع و اضطراب در ايشان پديد آمد شيطان خواست كه ايشان را بفريبد تا نقص عهد به پيغمبر ص كنند حق سبحانه بدين آيت ايشان را بر منهج وفا ثابت قدم گردانيد و فرمود بعهد وفا كنيد وَ لا تَنْقُضُوا الْأَيْمانَ و مشكنيد سوگندها يعنى پيمانهاى خود را كه كرده بوديد بَعْدَ تَوْكِيدِها بعد از استوارى آنها به سوگند وَ قَدْ جَعَلْتُمُ اللَّهَ و حال آنكه ساخته‌ايد حضرت خداى را عَلَيْكُمْ بر پيمانهاى خود كَفِيلًا گواه إِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ به درستى كه خداى تعالى مىداند ما تَفْعَلُونَ آنچه مىكنيد از نقض عهد و سوگند وَ لا تَكُونُوا و مباشيد در شكستن عهد و مواثيق كَالَّتِي نَقَضَتْ مانند آن زنى كه بشگاف و بازگشاد غَزْلَها ريسمانهاى رشته خود را مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ از پس قوّت يعنى استحكام آن أَنْكاثاً پاره پاره يعنى از هم بركند غزل خود را در حالتى كه رشتها تاب داده است يعنى محكم و قوى آورده‌اند كه در عرب زنى بود نام او ريطه يا رايطه است دمياطى گويد خطيئة نام داشت و ملقب بود به حمقا يا جعرا يا خرقا و او را كنيزان بودند آن زن از اوّل بامداد تا نصف النهار از شعر و صوف خود مىرشت و كنيزان را نيز برشتن مىفرمود و بعد از نصف النهار مىفرمود تا از رسنهاى رشته تاب باز مىدادند تا خراب و ضائع مىشد پيوسته عادت وى اين بود حق تعالى تشبيه مىفرمايد شكستن عهد را به پاره كردن رسن مىفرمايد كه چنانچه آن زن احمقانه رسن تاب دادهء خود را ضائع مىكرد شما عهد خود را ضائع مكنيد مردم عاقل بايد كه سر رشتهء عهد خود را بسر انگشت نقض پاره نكند تا به حكم اوفوا بعهدى اوف بعهدكم جزاى وفا يابد بيت گرت هوا است كه دلدار نگسلد پيمان * نگاهدار سر رشته تا نگهدارد تَتَّخِذُونَ أَيْمانَكُمْ مىگيريد عهد و پيمان خود را دَخَلًا بَيْنَكُمْ خيانت و مكر و غرور ميان شما أَنْ تَكُونَ أُمَّةٌ بسبب آنكه باشند گروهى يعنى كفار هِيَ أَرْبى مِنْ أُمَّةٍ ايشان زياده از گروهى در عدد و مال يعنى از مسلمانان مراد آنست كه قريش را از مسلمانان بيشتر و مال ايشان را وافرتر ديده مىخواهيد كه بفريب و حيله معاش كنيد إِنَّما يَبْلُوكُمُ اللَّهُ بِهِ جز اين نيست كه خداى تعالى مىآزمايد شما را به وفاى عهد تا مردمان را معلوم شود كه چنگ اعتصام در حبل وفا كه مىزند و بعهد خداى و بيعت پيغمبر ص كه وفا مىكند وَ لَيُبَيِّنَنَّ لَكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ و هرآئينه پيدا كند براى شما روز رستخيز ما كُنْتُمْ فِيهِ آنچه هستيد كه در آن تَخْتَلِفُونَ اختلاف مىكنيد در شان بعث و جزا وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ و اگر خواستى خداى تعالى هرآئينه گردانيدى شما را أُمَّةً واحِدَةً يك گروه متفق بر اسلام وَ لكِنْ يُضِلُّ و ليكن فرومىگذارد در ضلالت مَنْ يَشاءُ هر كرا خواهد وَ يَهْدِي و راه مىنمايد بتوفيق مَنْ يَشاءُ هرك را اراده كند وَ لَتُسْئَلُنَّ و هرآئينه سؤال كرده خواهيد شد در محشر عَمَّا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ از آنچه بوديد كه عمل مىكرديد در دنيا .