كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
589
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
ثُمَّ كُلِي پس بخوريد مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ از ميوهها كه خواهيد تلخ يا شيرين مراد انوار و ازهار است فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ پس برويد به راههاى پروردگار شما يعنى طريقى را كه الهام داده است در عمل عسل ذُلُلًا در حالتى كه منقاد باشيد و رام شده مر امر او را چون زنبوران امر الهى را كار بسته از شكوفهها و گلها بخورند و در درون ايشان متحلل گردد به شيرهء شيرين و آن را قى كنند براى ذخيرهء زمستان و اين است كه حق سبحانه مىگويد يَخْرُجُ بيرون مىآيد مِنْ بُطُونِها از شكمهاى ايشان بطريق لعاب شَرابٌ آشاميدنى يعنى عسل مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ خلاف يكديگر رنگهاى او يعنى سفيد كه عسل زنبور جوان است و زرد كه از ان ميانه سال است و سرخ كه از ان پير است و سياه و سبز نادر باشد و گفتهاند اختلاف الوان عسل بحسب اختلاف فصول است فِيهِ در آن شراب شِفاءٌ لِلنَّاسِ شفا است مردمان را يا بنفس خود چنانچه در امراض بلغمى يا مختلط با غير خود چنانچه در سائر امراض چه اندك معجونى باشد كه عسل جزوى از وى نبوده باشد قتاده رض فرموده كه مردى به ملازمت حضرت رسالتپناه ص آمد و گفت يا رسول اللّه برادر من مىنالد از درد شكم خود حضرت فرمود اسقه العسل برفت و باز آمد كه عسل دادمش و سود نداشت ديگرباره امر بدان فرمود همان حالت اوّل دست داد در نوبت سوم يا چهارم فرمود كه اذهب و اسقه العسل فقد صدق اللّه و كذب بطن اخيك و درين نوبت بدان شربت شفائى كلى يافت و گويند ضمير فيه راجع به قرآن است كه درو شفاى دلها است چنانچه در جاى ديگر فرمود و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمة للمؤمنين و لا يزيد الظّالمين الا خسارا و از ابن مسعود رض منقول است كه عليكم بالشفاءين القرآن و العسل آرى عسل شفاى آلام ظاهر است و قرآن دواى اسقام باطن آن يكى امراض قالب را زائل گرداند و اين ديگر بيماريهاى قلب را علاج كند و حقيقت آنست هر دردى كه روى نمايد صورى و معنوى دواى آن از قرآن است و هر مرضى كه باشد قلبى و قالبى تلاوت قرآن مر آن را شفاى عاجل كامل دهد بيت رنج گر بسيار شد كى غم خورم * چون شفاى جان بيمار توئى إِنَّ فِي ذلِكَ به درستى كه در امر نحل عسل لَآيَةً هرآئينه حجتى باشد روشن بر قدرت ربانى لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ مر گروهى را كه تفكر كنند در اختصاص نحل به صنايع دقيقه و امور رقيقه و هرآئينه اينها وجود نگيرد الا از الهام تواناى دانا كه چندين حكمت در جانورى ضعيف وديعت نهد انقيادى دارند كه هرگز از راه فرمان منحرف نشوند و امانتى كه ميوهء تلخ خورند و عسل شيرين باز دهند و ورعى كه جز پاك و پاكيزه نخورند و طاعتى كه هرگز فرمان يعسوب را كه پادشاه نحل است خلاف نكنند و تمكنى كه فرسنگها بروند و باز به وطن خود رجوع نمايند و طهارتى كه هرگز بر قاذورات نهنشينند و از ان نخورند صناعتى كه اگر همه بانيان عالم جمع شوند همچون خانهاى مسدس ايشان نتوانند ساخت پس هم چنان كه از عسل ايشان شفاى الم ظاهر حاصل شود از تفكر در احوال ايشان شفاى مرض باطن كه جهل است دست دهد نظم فكر دل را نيك با تمكين كند * كام جان را عسل شيرين كند شربت فكر ار بكام جان رسد * چاشنى آن بماند تا ابد وَ اللَّهُ خَلَقَكُمْ و خداى بيافريد شما را و از عدم بوجود آورد ثُمَّ يَتَوَفَّاكُمْ پس بميراند و ديگرباره شما را بعدم باز برد وَ مِنْكُمْ و از شما مَنْ يُرَدُّ كس هست كه رد كرده شود إِلى أَرْذَلِ الْعُمُرِ بسوى خوارترين زندگانى يعنى سن پيرى و خرافت كه هفتاد و پنج يا هشتاد يا نود است لِكَيْ لا يَعْلَمَ تا نداند آن پير خرف بَعْدَ عِلْمٍ بعد از دانستن شَيْئاً چيزى را يعنى به حال طفوليت بازرود در نسيان دمياطى فرموده كه مراد كفّاراند چه مسلمانان را زياده نكند طول عمر الا كرامت و عقل إِنَّ اللَّهَ به درستى كه خداى عَلِيمٌ داناست و جهل بر دانائى او طارى نشود قَدِيرٌ توانا است و عجز به توانائى او راه نيابد .