كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

578

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ و چون گويند متكبران را يعنى اتباع و سفله پرسند از رؤساء و شرفاء كه ما ذا أَنْزَلَ چه چيز فرستاد رَبُّكُمْ پروردگار شما بر محمد ص اين سخن بر سبيل استهزاء و تهكّم‌ست چه ايشان به نزول قرآن مقر نبودند اما چون كسى به استهزا پرسيدى كه خداى چه فرستاده است قالُوا گويند أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ آن فرستاده شده سرگذشتهاى پيشينيان است يعنى هيچ نفرستاد و آنچه او مىخواند اساطيرالاولينست كفار بدين سخن قومى را گمراه ساختند و حق تعالى فرمود كه اين عمل كردند لِيَحْمِلُوا تا بردارند أَوْزارَهُمْ بار گناهان خود را كامِلَةً به تمام يَوْمَ الْقِيامَةِ روز رستخيز وَ مِنْ أَوْزارِ الَّذِينَ و بردارند بعضى از گناهان آنان كه يُضِلُّونَهُمْ گمراه ساختند ايشان را بِغَيْرِ عِلْمٍ به بىدانشى ، به آن مقدار كه حصّه اضلال باشد يعنى هم عقوبت كفر خود خواهند كشيد به تمام و هم حصّه از عقوبت قومى كه بجهل و نادانى ايشان را گمراه كرده‌اند أَلا ساءَ بدانيد كه بد بارى است ما يَزِرُونَ آن بارى كه ايشان مىكشند قَدْ مَكَرَ الَّذِينَ به درستى كه مكر كرده‌اند آنان كه بوده‌اند مِنْ قَبْلِهِمْ پيش از اهل مكّه به قصد و تكذيب انبياء عليهم السلام فَأَتَى اللَّهُ پس بيامد فرمان خداى بُنْيانَهُمْ به آن بناها كه برافراشته بودند يعنى امر خداى تعالى به خرابى ابنيهء ايشان صادر شد مِنَ الْقَواعِدِ از جهت اساس يا عمدى كه بناها بر آن موضع بود فَخَرَّ پس بيفتاد عَلَيْهِمُ السَّقْفُ بر ايشان سقف خانه مِنْ فَوْقِهِمْ از زبر ايشان يعنى اوّل بام بر ايشان فرود آمد پس ديوارها و اين اشارت بانهدام كلى و هلاك ايشان در آن بعضى برآنند كه مراد ازين بنا صرح نمرود است كه ببابل ساخته بود ارتفاع آن پنج هزار گز بود و گويند دو فرسخ طول و عرض داشت كه ترصّد امور آسمانى كند و بر خداى ابراهيم عليه السلام مطلع شده با وى مقابله نمايد بعد اتمام صرح بادى از مهبّ هيبت الهى بوزيد و آن بنا را از بيخ و بنياد بركند در تفسير ثعلبى آمده كه سر آن بنا در دريا افگند و باقى بر خانهء نمروديان افتاد و آواز مهيب از ان پديد آمد كه زبان قوم متبلبل شد يعنى بهم برآمد و سخن ايشان مختلف گشت و وجه تسميهء آن شهر كه كوثا نام داشته ببابل اين است محمد بن جرير طبرى آورده كه زبان همه مردم در زمان نمرود سريانى بود و چون سقوط صرح واقع شد زبان‌ها را اختلاف پديد آمد و هر قومى به زبانى سخن گفتن آغاز كرد و هيچ يك زبان آن ديگرى ندانست و هفتاد و دو زبان مختلف در عالم پديد آمد پس حق سبحانه خبر مىدهد كه آن قوم پيش ازين مكر كردند يعنى نمرود و اتباع او ما به خرابى بناهاى ايشان حكم كرديم وَ أَتاهُمُ الْعَذابُ و بيامد بديشان عذاب مِنْ حَيْثُ لا يَشْعُرُونَ از آنجا كه ندانستند كه خداى تعالى نمرود را مبتلا گردانيد يعنى وقتى كه طمع نداشتند و يا از عمرى كه متوقع نبود دمياطى آورده كه مراد ازين عذاب بعوضه است كه بر لشكر نمرود مسلّط شد و در لباب فرمود كه خداى نمرود را مبتلا گردانيد به پشّه‌اى كه در بينى او رفته در امّ الدماغ جاى گرفت و بزرگ شد و چهارصد سال در آنجا بماند و درين مدّت پيوسته مطرقه بر سر وى مىزدند تا فىالجمله آرامى مىيافت شيخ فريد الدين عطار رح در توحيد منطق الطير آورده - نظم نيم‌پشه بر سر دشمن گماشت * در سرا و چارصد سالش بداشت چون دهد حكمش ضعيفى را مدد * سبلت خصم قوى را بركند .