كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

563

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

وَ الْأَرْضَ مَدَدْناها و زمين را بازكشيديم به روى آب از زير خانه كعبه يعنى از بلندى كه در ان مكان بناى خانه كعبه بود وَ أَلْقَيْنا و درافگنديم و پيدا كرديم فِيها رَواسِيَ در زمين كوههاى سر افراخته پاى بر جا وَ أَنْبَتْنا فِيها و برويانيديم در زمين مِنْ كُلِّ شَيْءٍ مَوْزُونٍ از هر چيزى سنجيده به ميزان حكمت يعنى مقدّر به مقدار معين بر وجهى كه مقتضاى مشيّت بىعلّت است يا آنچه وزن كنند و بپيمايند يا موزون بمعنى مستحسن باشد يعنى برويانيديم از زمين چيزهاى نيكو مشتمل بر منافع كليه از اشجار و مزروعات وَ جَعَلْنا لَكُمْ و بساختيم براى شما فِيها در زمين مَعايِشَ اسباب معيشت يعنى آنچه قوام عيش شما بوى است از مطاعم و ملابس وَ مَنْ لَسْتُمْ لَهُ و هم براى شما ساختيم آن را كه نيستيد شما مر او را بِرازِقِينَ روزىدهندگان يعنى خدام و مماليك و گفته‌اند انعام و مراكب وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ و نيست هيچ چيز كه آدمى بوى محتاج باشد إِلَّا عِنْدَنا مگر نزديك ماست يعنى در تحت فرمان ما خَزائِنُهُ خزينهاى او يعنى ما قادريم بر ايجاد و تكوين آن اين ضرب المثل است براى اقتدار و اختيار چه تشبيه كرده است مقدورات خود را به اشياى مخزونه كه در اخراج آن احتياج به كلفت و زحمت نيست وَ ما نُنَزِّلُهُ و فرونمىفرستيم آن را إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ مگر به اندازه دانسته شده كه نه كم از ان شايد و نه زيادت بر آن بايد وَ أَرْسَلْنَا الرِّياحَ و فرستاديم بادها را لَواقِحَ آبستان بابر يعنى بردارندگان ابر را يا آبستن‌كنندگان درختها را به ميوه فَأَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ پس فروفرستاديم از آسمان ماءً آبى كه آن باران است فَأَسْقَيْناكُمُوهُ پس بخورانيديم شما را از ان آب و تصرف داديم در آن وَ ما أَنْتُمْ لَهُ و نيستيد شما مر آن آب فروفرستاده را بِخازِنِينَ نگاهدارندگان در چاه و غدير و چشمه بلكه ما حافظ آنيم امام ماتريدى رحمه الله در تاويلات فرموده كه نيستيد شما مر خداى را خزينه‌داران يعنى خزاين او بر دست شما نيست و آنچه شما در خزينه نهيد هم از ان اوست وَ إِنَّا لَنَحْنُ نُحْيِي و به درستى كه ما زنده مىگردانيم اجسام فانيه را بايجاد حيات در ان وَ نُمِيتُ و ميرانيم اجسام حيه را به ازاله حيات از ان در لطائف قشيرى رح مذكور است كه زندگى مىدهيم دلها را بانوار مشاهده و ميرانيم نفوس را در نار مجاهده يا زنده مىسازيم به موافقت طاعات و مرده مىگردانيم بمتابعت شهوات صاحب بحر الحقائق رح فرموده كه احياى قلوب اولياء مىكنيم بانوار لمعات جمال و اماتت نفوس ايشان مىنمائيم بسطوات نظرات جلال يا موت و حيات مىدهيم بخلع و لبس وَ نَحْنُ الْوارِثُونَ و ما وارثانيم يعنى باقى بعد از فناى خلايق چه ميراث چيزى را گويند كه بعد از مردمان يكى به ديگرى رسد پس همه در معرض فنااند و حق سبحانه موصوف است به صفت بقاء -