كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
560
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ در روزى كه بدل كرده شود زمين غَيْرَ الْأَرْضِ به زمينى ديگر وَ السَّماواتُ و آسمانها مبدل گردد به آسمانى ديگر در تيسير گويد تبديل الارض تسويه جبالست و انهار و اشجار و تبديل سما تكوير شمس و تناثر ستارگان و در معالم قولى آورده كه آسمانها را بهشت سازنده و زمينها را دوزخ و از حضرت مرتضى على رض نقل كرده كه زمين را بدل كنند به زمينى از نقره و آسمان را به آسمانى از زر و قول ابن مسعود رض آنست كه روز قيامت برآرند زمينى را از نقره پاك كه بر ان هيچ گناه نكرده باشند مؤيد اين سخن است وَ بَرَزُوا و ظاهر شوند مردمان از گورهاى خود لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ براى محاسبه خداى يگانه قهركننده وَ تَرَى الْمُجْرِمِينَ و ببينى گنهكاران يعنى مشركان را يَوْمَئِذٍ در ان روز مُقَرَّنِينَ با هم بسته و جمع كرده بحسب مشاركت در عقايد و اعمال تا قرين ساخته هر يك را با ديوى كه موسوس او بوده فِي الْأَصْفادِ در بندها يا غلها سَرابِيلُهُمْ پيراهنهاى ايشان مِنْ قَطِرانٍ قطرانست و آن چيزى باشد سياه و غليظ و گويند صمغ ابهل است كه مىپزند و بر شتر گرگين طلا مىكنند تا به حدت خود جرب را بسوزاند فردا بر جلود دوزخيان اندازند تا به حدت و شدّت آن و وحشت خبث لون و نتن رائحه و سرعت اشتعال در ان معذب گردند و گفتهاند تفاوت ميان قطران دوزخ و قطران دنيا مانند تفاوت است ميان آتش دوزخ و آتش دنيا پس اين قطران بر اعضاى ايشان طلاكننده وَ تَغْشى وُجُوهَهُمُ النَّارُ و فروگيرد و بپوشد رويهاى ايشان را آتش يعنى در ان پيچد لِيَجْزِيَ اللَّهُ متعلق است به برزوا يعنى برآيند از قبرها تا جزا دهد خداى كُلَّ نَفْسٍ هر تنى را ما كَسَبَتْ جزاى آنچه كرده است إِنَّ اللَّهَ به درستى كه خداى سَرِيعُ الْحِسابِ زود حساب است مر بندگان را زيرا كه حساب يكى او را از حساب ديگر بازنمىدارد هذا اين قرآن با آنچه درين سوره است از موعظه بَلاغٌ لِلنَّاسِ كفايت است مردمان را تا پند داده شوند به آن وَ لِيُنْذَرُوا بِهِ و تا بيم كرده شوند به آن وَ لِيَعْلَمُوا و تا بدانند به تأمل در دلائل قدرتى كه درو مذكورست أَنَّما هُوَ آنكه اوست إِلهٌ واحِدٌ خداى يكتا وَ لِيَذَّكَّرَ و هر آئينه بايد كه پند گيرد أُولُوا الْأَلْبابِ خداوندان خردها و بازايستند از مناهى و قيام كنند باوامر و نواهى سورة الحجر مكّيّة و هى تسع و تسعون آية بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ الر علما را در حروف مقطعه اقاويل بسيارست جمعى برآنند كه مطلقا در ان باب سخن گفتن سلوك سبيل جرأت است در ينابيع آورده كه عمر فاروق رض را از معنى اين حرف پرسيدند فرمود كه اگر در وى به سخن گويم متكلف باشم و خداى پيغمبر ص خود را فرمود كه بگو ما انا من المتكلفين و بعضى گويند هر حرفى اشارت به اسمى است چنانچه در الر الف اشارتست باسم اللّه و لام باسم جبرئيل ع و را باسم رسول ص يعنى اين كلام از خداى بهواسطه جبرئيل ع برسول ع رسيده تِلْكَ اين آيتهاى كه آيد آياتُ الْكِتابِ آيتهاى سوره است وَ قُرْآنٍ مُبِينٍ و آيتهاى قرآن روشن يا بيان كند حق را از باطل و گفتهاند كتاب و قرآن هر دو يكيست اما به دو نام مذكور شده كه هر نامى دلالت بر معنى دارد و تنكير قرآن به جهت تعظيم است .