كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
558
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
رَبَّنا اى پروردگار ما إِنَّكَ تَعْلَمُ به درستى كه تو مىدانى ما نُخْفِي آنچه پنهان مىكنيم وَ ما نُعْلِنُ و آنچه آشكارا مىسازيم يعنى نهان و آشكارا تو مىدانى وَ ما يَخْفى و پوشيده نيست عَلَى اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ بر خداى از هيچ چيز فِي الْأَرْضِ در زمين وَ لا فِي السَّماءِ و نه در آسمان براى آنكه عالمست بعلم ذاتى و نسبت آن علم به همه معلومات يكسان است بيت آنچه پيدا و آنچه پنهان است - همه با دانش تو يكسانست الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي ثنا و ستايش آن خداى را كه بمحض فضل خود وَهَبَ لِي به بخشيد و عطا كرد مرا عَلَى الْكِبَرِ بر سر پيرى و بزرگسالى يعنى در وقتى كه پير بودم و نااميد از فرزندان به من بخشيدى دو فرزند إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ اسماعيل عليه السلام را در شصت و چهار سالگى يا در نود و نه سالگى و اسحاق عليه السلام را در نود سالگى با صد و دوازده سالگى إِنَّ رَبِّي به درستى كه پروردگار من لَسَمِيعُ الدُّعاءِ هر آئينه شنونده و اجابتكننده دعاست درين كلمات اشعارست بهآنكه فرزندان را بدعا از خدا خواستهاند رَبِّ اجْعَلْنِي اى آفريننده من مرا گردان مُقِيمَ الصَّلاةِ بهپاىدارنده نماز وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي و فرزندان مرا نيز مواظب ساز به نماز از ابن عباس رض منقولست كه هميشه از اولاد ابراهيم عليه السلام جمعى بر فطرت بوده و خواهند بود تا قيامت رَبَّنا اى پروردگار ما كرم نماى وَ تَقَبَّلْ دُعاءِ و فراپذير يعنى اجابت كن دعاى مرا رَبَّنَا اغْفِرْ لِي اى پروردگار ما بيامرز مرا وَ لِوالِدَيَّ و مر پدر مادر مرا چون ايمان آرند به تو - دعاى غفران مر ايشان را قبل از نهى بوده و هنوز ياس از ايمان نداشته و بعضى گفتهاند مراد از والدين آدم ع و حواست وَ لِلْمُؤْمِنِينَ و بيامرز مؤمنان را يعنى هر كه به تو آيد مؤمن يَوْمَ يَقُومُ الْحِسابُ روزى كه قائم شود حساب خلائق ابن عباس رض فرموده كه مراد مؤمنان از امت محمد صلى اللّه عليه و سلّم وَ لا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ و مپندار اى محمد خداى را غافِلًا بىخبر عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ از آنچه مىكنند ستمكاران يعنى ثابت باش بر آنچه دانسته از عقابى كه متوجه ايشان است چه اين بىشبه بديشان خواهد رسيد و اصل آنست كه در امثال اين نواهى دانند كه صورت خطاب متوجه آن حضرت ص است و مراد غير اويند إِنَّما يُؤَخِّرُهُمْ جز اين نيست كه تاخير مىكنيم عذاب ايشان را لِيَوْمٍ تَشْخَصُ براى روزى كه خيره شود فِيهِ الْأَبْصارُ در آن ديدها از مشاهد اهوال مُهْطِعِينَ در حالتى كه خداوندان اين ديدها شتابندگان باشند بسوى اسرافيل عليه السلام كه ايشان را به عرصه محشر خواند مُقْنِعِي رُؤُسِهِمْ برداشتگان سرهاى خود را به بالا لا يَرْتَدُّ إِلَيْهِمْ بازنمىگردد بديشان طَرْفُهُمْ چشمهاى ايشان يعنى خيره بود و بازمانده بر وجهى كه نتوانند در خود نگريستن وَ أَفْئِدَتُهُمْ هَواءٌ و دلهاى ايشان خالى بود از فهم و خرد بهواسطه غلبه دهشت و حيرت -