كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
555
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
وَ مَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ و مثل سخن ناپاك كه كلمه كفر است يا دعوت به عبادت اصنام كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ مانند درختى ناپاك است چون حنظل كه تلخ است و ناخوشبو و مكروه طبائع سليمه و با وجود خباثت و كراهت اجْتُثَّتْ جنبانيده شده و بريده و بركنده شده مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ از روى زمين ما لَها مِنْ قَرارٍ نيست او را ثبات و استحكام يعنى نه بيخى دارد در زمين و نه شاخى در هوا نظم نه بيخى كز ان باشد او را مدار * نه شاخى كه گردد بدان سايهدار گياهى است افتاده بر روى خاك * پريشان و بىحاصل و خارناك حق سبحانه و تعالى تشبيه كرد درخت ايمان را كه اصل آن در دل مؤمن ثابت است و اعمال او بجانب اعلى علّيّين مرتفع و ثواب او در هر زمان به دو و اصل به درخت خرما كه بيخ او مستقر است در منبت خود و فرع او متوجه بجانب علو و نفع او در هر وقت رسنده بخلق و تمثيل نمود كلمه كفر و عبادت اصنام را در دل كافر مقلّد به جهت عدم حجت و برهان بر آن ثباتى ندارد و عملى نيز كه به مقصد قبول رسد ازو صادر نمىشود بشجره حنظل كه نه اصل او را قرارى است و نه فرع او را اعتبارى قطعه نهال سايه درى شرع ميوه دارد * چنان لطيف كه بر هيچ شاخسارى نيست درخت زندقه شاخى است خشك و بىسايه * كه پيش هيچكس هيچ اعتبارى نيست يُثَبِّتُ اللَّهُ ثابت مىگرداند خدا الَّذِينَ آمَنُوا آنان را كه ايمان آوردند و استحكام مىدهد بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ به سخن راست و محكم كه به حجت قاطع نزد ايشان ثابت شده و دور دلهاى ايشان متمكن گشته و گفتهاند قول ثابت كلمه طيب لا إله الا اللّه محمد رسول اللّه است كه خدا بر ان ثابت مىدارد مؤمنان را فِي الْحَياةِ الدُّنْيا در زندگانى دنيا تا در زمان ابتلاء و افتتان صبورى ورزند و از جاده مستقيمه توحيد نه لغزند چون زكريا رض و يحيى رض و شمعون رض و امثال ايشان از انبياء ع و گويند ثبات دهد مؤمنان را در دنيا يعنى نزديك مرگ تا ختم حيات ايشان به كلمه باشد وَ فِي الْآخِرَةِ و ثابت دارد ايشان را در ان سراى يعنى در قبر كه منزل اوّل است از منازل اخرويّه تا جواب منكر و نكير بطريق صواب بازدهند و گويند در دنيا مراد قبر است و در آخرت موقف سؤال وَ يُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمِينَ و فروگذارد خدا ظالمان را تا به كلمه توحيد راه نيابند نه در دنيا و نه در وقت سؤال قبر وَ يَفْعَلُ اللَّهُ و مىكند خدا ما يَشاءُ آنچه مىخواهد از تثبيت قومى و اضلال جمعى أَ لَمْ تَرَ آيا نديدى و نگاه نكردى إِلَى الَّذِينَ بسوى آنان كه بَدَّلُوا تبديل كردند نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْراً شكر نعمت خداى را بكفران يعنى وضع كفر كردند در موضع شكر يا بدل كردند نفس نعمت را بكفر يعنى چون در نعمت كافر شدند آن نعمت از ايشان مسلوب شد و جز كفر بدست ايشان چيزى نماند مراد اهل مكهاند كه حق سبحانه ايشان را سكّان حرم خود ساخته و ابواب رزق بر ايشان گشاده به نعمت وجود حضرت رسالتپناه عليه الصلاة و السلام مشرف ساخت و ايشان ناسپاسى كردند و قدر آن نعمت ندانستند حضرت رسالتپناه عليه الصلاة و السلام را از مكه بيرون كردند لا جرم هفت سال به محنت قحط درمانده خوار و بىمقدار گشتند و بعضى از ايشان در حرب بدر مقتول و مغلوب شدند و از عمر فاروق رض و مرتضى على رض منقول است كه مراد ازين قوم دو قبيلهاند كه فاجرترين قبائل قريش بودند يعنى بنو مغيره و بنو اميه كه نعمت حق را تغيير دادند وَ أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ و فرود آوردند قوم خود را يعنى اتباع و اشياع خود را دارَ الْبَوارِ بسراى هلاك جَهَنَّمَ عطف بيان اوست يعنى دار البوار دوزخ است يَصْلَوْنَها درآيند بدان وَ بِئْسَ الْقَرارُ و بد قرارگاهيست دوزخ .