كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
532
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
سورة الرعد مكيّة و هى ثلث و اربعون آية بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ المر حروف مقطّعه ، مختصراند از كلماتى كه دلالت بر صفات الهى كنند چنانچه در المر گفتهاند كه الف آلاى اوست و لام لطف بىمنتهاى او و ميم ملك بىزوال او و را رافت بر كمال او و قولى آن است كه بعضى از ان دلالت بر اسماى الهى دارد و برخى بر افعال او چنانچه در المر معنى انا اللّه اعلم دارى تِلْكَ اين آيات آياتُ الْكِتابِ آيات قرآن است وَ الَّذِي أُنْزِلَ و آنچه فروفرستادهشده است إِلَيْكَ بسوى تو مِنْ رَبِّكَ از پروردگار تو الْحَقُّ درست و راست است چنگ در آن زن و عمل بدان كن لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ و ليكن بيشتر مردمان از اهل مكّه لا يُؤْمِنُونَ نمىگروند بدان به جهت عدم تفكّر در معانى آن اللَّهُ خداى الَّذِي رَفَعَ السَّماواتِ آن است كه برداشت آسمانها را يعنى بيافريد و برداشته بِغَيْرِ عَمَدٍ بىستونى كه بر آن قائم باشد تَرَوْنَها مىبينيد شما آسمانها را مرفوع بىستون و گفتهاند برداشته است آسمانها را بىستونى كه شما مىبينيد پس لازم مىآيد كه ستون هست و ليكن مرئى شما نيست و آن قدرت است كه كه آسمان بدان مرفوع مىباشد در فوائد السلوك آورده كه حضرت بارى تعالى سقوف عاليه و سطوح مرتفع سماوات را بىقائمه كه ادراك توانيد نمود برافراشت و بىستونى كه مشاهده توانيد فرمود بلند برداشت يعنى ستونى هست اما مخفى هست و قائمه موجود است و ليكن غير مرئى است و آن عدالت تواند بود كه بالعدل قامت السماوات و الارض يعنى آسمان و زمين بعدل بر پا هستند نظم آسمان و زمين بعدل به پا است * حق از شاهان به غير عدل نخواست گر نباشد ستون خيمه بجاى * كى بود خيمه بىستون بر پاى ثُمَّ اسْتَوى پس قصد كرد عَلَى الْعَرْشِ بآفريدن عرش يا مستولى شد برو باقتدار و نفاذ حكم يا عرش و ملك باشد و او قصد فرمود به آن بحفظ و تدبير وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ و رام كرد آفتاب و ماه را جهت مصالح عباد بهآنچه خواست از حركات ايشان بر حدى معين كُلٌّ هر يكى از ايشان يَجْرِي مىرود و حركت مىكند لِأَجَلٍ مُسَمًّى تا وقتى كه نام برده شده يعنى مدّتى معين كه دور خود باتمام رساند يا جريان دارد تا زمانى كه سير او منقطع گردد يعنى تا قيام ساعت يُدَبِّرُ الْأَمْرَ تدبير مىكند خداى كار ملكوت خود را از ايجاد و اعدام و اذلال و اعزاز و احياء و اماتت يُفَصِّلُ الْآياتِ بيان مىكند آيتهاى قرآن را يعنى مفصل مىسازد بامر و نهى يا احداث دلائل قدرت مىكند يكى از ديگرى لَعَلَّكُمْ شايد كه شما بِلِقاءِ رَبِّكُمْ به ديدار پروردگار خود يعنى بديدن جزاى كه خواهد داد در قيامت تُوقِنُونَ بىگمان گرديد و بدانيد كه هر كه قادر است بر آفريدن اين اشيا قدرت دارد بر اعاده و احياء