كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

529

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

رَبِّ اى پروردگار من قَدْ آتَيْتَنِي به درستى كه دادى مرا مِنَ الْمُلْكِ پادشاهى و مملكت دارى وَ عَلَّمْتَنِي و بياموختى مرا مِنْ تَأْوِيلِ از تعبير الْأَحادِيثِ خوابها فاطِرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ اى پديدآرنده و آفريننده آسمانها و زمينها أَنْتَ وَلِيِّي توئى يار من و متولى كار من فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ درين سراى و در ان سراى تَوَفَّنِي بميران مرا مُسْلِماً در حالتى كه گردن نهاده باشم مر ترا يعنى مرا مسلمان بميران وَ أَلْحِقْنِي و در رسان مرا بِالصَّالِحِينَ به پدران شايسته من آورده‌اند كه بعد از سه روز از واقعه كه ديده بود به روضه وصال رحلت فرمود حضرت حقايق‌پناهى در قصّه يوسف و زليخا كه لباس نظم دلپذير پوشانيده و تحرير بعضى ابيات درين اوراق اتفاق افتاده و وفات يوسف عليه السلام برين نمط ذكر مىفرمايد نظم به كف جبريل حاضر داشت سيبى * كه باغ خلد از ان مىداشت زيبى چو يوسف را بدست آن سيب بنهاد * روان آن سيب را بوئيد و جان داد بلى زان نكهت باغ بقا يافت * از ان نگهت بسوى باغ بشتافت ذلِكَ آنچه ياد كرده شد از قصّه يوسف عليه السلام مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ از خبرهاى غيب است كه ما به جهت ظهور دلائل اعجاز نُوحِيهِ إِلَيْكَ وحى مىكنيم آن را به تو وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ و تو نبودى نزديك برادران يوسف عليه السلام إِذْ أَجْمَعُوا أَمْرَهُمْ آن هنگام كه جمع كردند رايهاى خود را بر افگندن يوسف عليه السلام به چاه وَ هُمْ يَمْكُرُونَ و ايشان مكر مىكردند به يعقوب و يوسف عليهما السلام و چون تو آنجا نبوده و مكذّبان تو مىدانند كه از كسى نشنيده ، و خبر مىدهى چنانچه بوده پس دليل روشن است بر آنكه بوحى الهى دانسته وَ ما أَكْثَرُ النَّاسِ و نيستند اكثر مردمان وَ لَوْ حَرَصْتَ و اگر چه حرص مىورزى بر ايمان ايشان بِمُؤْمِنِينَ گروندگان به جهت عناد و تصميم ايشان در كفر و فساد وَ ما تَسْئَلُهُمْ و نمىخواهى تو از ايشان عَلَيْهِ بر تبليغ و اداى احكام يا بر خواندن قصص قرآنى مِنْ أَجْرٍ مزدى چنانچه قصّه‌گويان مزد مىخواهند إِنْ هُوَ نيست قرآن إِلَّا ذِكْرٌ مگر پندى كه از خداى لِلْعالَمِينَ عالميان را نه تنها مشركان مكّه كه از معجزه تو روى مىگردانند وَ كَأَيِّنْ مِنْ آيَةٍ و بسا نشانهاى قدرت و دلائل و دالّه بر وجود صانع و حكمت او هست فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ در آسمانها و زمينها كه آن معاندان يَمُرُّونَ عَلَيْها مىگذرند بر آن وَ هُمْ عَنْها و ايشان از ان آيتها مُعْرِضُونَ روىگردانندگانند نه در ان فكرت كنند و نه از ان عبرت گيرند -