كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
526
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
قالَ گفت اى برادران هَلْ عَلِمْتُمْ آيا مىدانيد ما فَعَلْتُمْ آنچه كرديد بِيُوسُفَ وَ أَخِيهِ بيوسف و برادر او بر سبيل اجمال گفت نه از روى تفصيل فعل ايشان با يوسف ع ظاهر است و با بنيامين آنست كه او را خوار و بىاعتبار مىداشتند تا به مرتبه كه با هيچ يك سخن نمىگفتى الا از روى عجز و مذلت پس يوسف ع فرمود كه آيا شما دانستهايد قبح آن را كه با يوسف عليه السلام و با برادر او كردهايد و يا از ان توبه فرمودهايد إِذْ أَنْتُمْ جاهِلُونَ چه آنوقت شما نادان بوديد يعنى نورسيده و شوخ و حسود يا جاهل بوديد بعقوق پدر و قطع رحم و موافقت هواى نفس كرديد يوسف ع اين سخن را از روى مناصحت گفت نه بر وجه معاتبت آنگه نقاب را افگند و تاج از سر برداشت چون ايشان را نظر بر آن شكل و شمائل افتاد قالُوا گفتند أَ إِنَّكَ لَأَنْتَ يُوسُفُ استفهام تقرير است يعنى البته توئى يوسف ع كه اين جمال و كمال ديگرى را نيست بيت كه دارد از همه خوبان رخ چنين كه تو دارى * تبارك اللّه ازين روى نازنين كه تو دارى قالَ أَنَا يُوسُفُ وَ هذا أَخِي گفت من يوسفم و اين برادر من بنيامين است قَدْ مَنَّ اللَّهُ به درستى كه منت نهاد خداى عَلَيْنا بر ما به سلامت و بكرامت إِنَّهُ مَنْ يَتَّقِ به درستى كه هر كه بترسد از خداى وَ يَصْبِرْ و صبر كند بر طاعت يا اجتناب از معصيت فَإِنَّ اللَّهَ پس بتحقيق خداى لا يُضِيعُ ضائع نكند أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ مزد نيكوكاران وضع مظهر در موضع مضمر تنبيه است بر آنكه محسن آنست كه جمع كند ميان تقوى و صبر چون برادران يوسف ع را بشناختند روى به تخت درآورده خواستند كه پاى يوسف را ببوسند يوسف ع از تخت فرود آمده ايشان را در كنار گرفت قالُوا تَاللَّهِ گفتند به خداى سوگند كه بحسن صورت و كمال سيرت لَقَدْ آثَرَكَ اللَّهُ هرآئينه برگزيد ترا خداى تعالى عَلَيْنا بر ما وَ إِنْ كُنَّا و به درستى كه ما هستيم لَخاطِئِينَ گناهكاران بدان عملها كه كردهايم قالَ گفت يوسف در جواب ايشان لا تَثْرِيبَ هيچ سرزنش نيست عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ بر شما امروز ، من ديگرباره هرگز گناه شما نيارم يَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ بيامرزد خداى مر شما را كه اعتراف كرديد به گناه وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ و او بخشندهترين بخشندگان است نظم به آهى بسوزد جهانى گناه * به اشكى بشويد درون سياه به درمانده تخت شاهى دهد * به درماندگان هر چه خواهى دهد پس چون به نوازش بزرگانه دل برادران تازه ساخت به كار پدر دلفگار پرداخت و گفت .