كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

519

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

وَ لَمَّا فَتَحُوا مَتاعَهُمْ و چون گشادند رخت خود را وَجَدُوا بِضاعَتَهُمْ يافتند بضاعت خود را كه تسليم ملك كرده بودند در بارهاى خويش و به حكم يوسف ع رُدَّتْ إِلَيْهِمْ بازگردانيده شد بديشان قالُوا يا أَبانا گفتند اى پدر ما ما نَبْغِي چه چيز مىطلبيم از احسان و راى اين كه هذِهِ بِضاعَتُنا اين است بهاى ما كه غله بدين بضاعت بما فروخته‌اند رُدَّتْ إِلَيْنا بازگردانيده‌اند بما پس ما بدين اكرام رجوع كنيم بملك وَ نَمِيرُ أَهْلَنا و طعام آريم كسان خود را وَ نَحْفَظُ أَخانا و نگاهبانى كنيم برادر خود را در رفتن و آمدن وَ نَزْدادُ و زيادتى بستانيم كَيْلَ بَعِيرٍ پيمودن شترى يعنى يك شتروار به مصاحبت برادر زيادت بياريم ذلِكَ اين يك شتروار كَيْلٌ يَسِيرٌ مكيل اندك است و ملك بدان مقدار با ما مضايقه نخواهد كرد قالَ گفت يعقوب ع لَنْ أُرْسِلَهُ هرگز نمىفرستم بنيامين را مَعَكُمْ با شما حَتَّى تُؤْتُونِ تا بدهيد مرا مَوْثِقاً مِنَ اللَّهِ پيمانى مؤكد بذكر خداى تعالى در تبيان فرموده كه او را بشما ندهم تا سوگند خوريد به حق محمد ص خاتم النبيين و سيد المرسلين لَتَأْتُنَّنِي بِهِ كه بياريد به من او را إِلَّا أَنْ يُحاطَ بِكُمْ مگر آنكه بگرو شما درآورده شود عذاب و همه هلاك شويد ، ايشان قبول نموده به منزلت حضرت پيغمبر ع سوگند خوردند كه در مهم بنيامين غدر نه‌كنند فَلَمَّا آتَوْهُ پس چون دادند پدر را مَوْثِقَهُمْ پيمان و عهد خود قالَ گفت يعقوب ع اللَّهِ كه خداى عَلى ما نَقُولُ بر آنچه مىگوئيم از عهد و پيمان وَكِيلٌ نگاهبان و گواه و مطلع است وَ قالَ و گفت يعقوب ع از روى شفقت يا بَنِيَّ اى فرزندان من لا تَدْخُلُوا در مىآئيد در شهر مصر مِنْ بابٍ واحِدٍ از يك در يعنى همه برادران با هم از يك دروازه به شهر مرويد ناگاه چشم بد در شما نرسد چون شما را به اين جمال و هيئات و شوكت و ابّهت ببينند وَ ادْخُلُوا * و درآييد هر دو سر مِنْ أَبْوابٍ مُتَفَرِّقَةٍ از درهاى متفرقه و آن شهر را چهار دروازه بود در لطائف آورده كه يعقوب در اوّل مهر پدرى پيدا كرد و در آخر عجز بندگى آشكارا كرد و گفت وَ ما أُغْنِي عَنْكُمْ و من دفع نمىكنم از شما بدين نصيحت كه كردم مِنَ اللَّهِ از قضاى خدا مِنْ شَيْءٍ چيزى را زيرا كه حذر دفع قدر نمىكند بيت من جهد همىكنم قضا مىگويد * بيرون ز كفايت تو كارى دگر است إِنِ الْحُكْمُ نيست حكم و فرمان إِلَّا لِلَّهِ مگر مر خداى را در هر چه خواهد عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ برو توكل كردم من وَ عَلَيْهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ و برو بايد كه توكل كنند توكل‌كنندگان نه بر غير او كفايت مهم نتيجه توكل است برو و من يتوكل على اللّه فهو حسبه .