كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

474

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

أَمْ يَقُولُونَ بلكه مىگويند كافران افْتَراهُ محمد ص برمىبافد آنچه مىگويد كه به من وحى مىكنند يعنى قرآن را خود مىسازد قُلْ فَأْتُوا بگو پس بياريد بِعَشْرِ سُوَرٍ ده سوره مِثْلِهِ مثل قرآن در بيان و حسن نظم مُفْتَرَياتٍ بربافته از نزديك خود يعنى زعم شما آنست كه قرآن را از خود بر مىتوان بافت و به من اين گمان مىبريد كه از خود مىسازم شما فصحاى عربيد پس بايد كه شما نيز قادر باشيد بر انشاى مثل اين كلام بلكه شما از من قادرتريد به جهت وقوف شما بر قصص و اخبار و تعود شما بر انشاى اشعار وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ و بخوانيد از براى معاونت بر معارضه هر كرا توانيد مِنْ دُونِ اللَّهِ بجز خداى إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ اگر هستيد شما راست‌گويان كه اين كلام مفترى و مختلق است و چون ايشان از معارضه بعشر سور عاجز آمدند آيت ديگر آمد فاتوا بسورة من مثله و عجز ايشان از ايراد يك سوره نيز بر همه كس ظاهر شد فَإِلَّمْ يَسْتَجِيبُوا لَكُمْ پس اگر اجابت نكردند مر شما را در آنچه گفتند از اتيان سوره مخاطب حضرت پيغمبر ص است و جمع ضمير براى تعظيم باشد و گفته‌اند مراد مؤمنان‌اند كه ايشان نيز تحدى مىكردند براى حمايت پيغمبر ص و مىگفتند كه حضرت ص را مفترى مىگوئيد شما نيز با مفتراى او معارضه كنيد پس حق سبحانه فرمود كه اگر ايشان در معرض جواب نيامدند فَاعْلَمُوا پس بدانيد كه أَنَّما أُنْزِلَ آنچه فروفرستاده‌شده بِعِلْمِ اللَّهِ بعلم خدا است يعنى متلبس است بعلمى كه خاصه او است و آن علم است بمصالح عباد و آنچه ايشان را به كار آيد در معاش و معاد وَ أَنْ لا إِلهَ و بدانيد آنكه نيست معبودى به سزاء إِلَّا هُوَ مگر او كه عالم است به‌آنچه غير او نداند و قادر است به آنچه غير او نتواند فَهَلْ أَنْتُمْ پس آيا هستيد شما مُسْلِمُونَ ثابتان بر اسلام و استفهام بمعنى امر نيز مىتواند بود يعنى بر اسلام ثابت باشيد چون اعجاز قرآن نزد شما محقق شد مَنْ كانَ هر كه باشد از دنائت همت يُرِيدُ الْحَياةَ الدُّنْيا خواهد زندگانى دنيا وَ زِينَتَها و آرايش آن را در مقابله اعمال خير خود مراد منافقان‌اند يا اهل ريا يا يهود و نصارى و در زاد المسير آورده كه عام است مر جميع مردمان را كه از ايشان باحسان و اعمالى كه ازو صادر شود برخوردارى دنيا خواهد و نظر او در آخرت نباشد نُوَفِّ إِلَيْهِمْ به تمام بازگذاريم بديشان أَعْمالَهُمْ جزاى كردارهاى ايشان را فِيها در دنيا از صحت و دولت و وسعت رزق و كثرت اولاد وَ هُمْ فِيها و ايشان در دنيا لا يُبْخَسُونَ كاسته نشوند يعنى از مزد ايشان چيزى كم نكنند أُولئِكَ الَّذِينَ آن گروه آنانند كه لَيْسَ لَهُمْ نباشد ايشان را فِي الْآخِرَةِ در ان سراى ديگر إِلَّا النَّارُ مگر آتش دوزخ چه ايشان را استيفاى مزدى كه بر صورت اعمال ايشان مترتب بوده نموده‌اند و نيات فاسده و عزايم باطله ايشان كه موجب عذاب و عقوبت است مانده وَ حَبِطَ و تباه گشت ما صَنَعُوا آنچه كرده‌اند فِيها در دنيا چه ثواب آخرت متفرع بر اخلاص است و ايشان در عمل مخلص نبوده‌اند وَ باطِلٌ و ناچيز است فى نفس الامر ما كانُوا يَعْمَلُونَ آنچه بودند كه مىكردند از ريا و سمعه و غير آن .