كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

458

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

وَ ما ظَنُّ الَّذِينَ و چيست گمان آنها كه يَفْتَرُونَ بربندند عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ بر خداى دروغ را در تحليل حرام و تحريم حلال يعنى چه گمان دارند كه خداى به ايشان چه كند يَوْمَ الْقِيامَةِ روز رستخيز كه روز مكافات است درين ابهام تهديدى بزرگ و وعيدى عظيم است إِنَّ اللَّهَ به درستى كه خداى لَذُو فَضْلٍ هر آئينه خداوند رحمت است عَلَى النَّاسِ بر مردمان بانزال كتب بر ايشان و ارسال رسل بديشان وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ و ليكن بيشتر ايشان لا يَشْكُرُونَ سپاس‌دارى نمىكنند اين نعمت را وَ ما تَكُونُ و نباشى تو اى محمد ص فِي شَأْنٍ در هيچ كارى از كارهاى خود وَ ما تَتْلُوا مِنْهُ و نخوانى هيچ آيتى و سورتى از آنچه فرستاد خداى مِنْ قُرْآنٍ از قرآن وَ لا تَعْمَلُونَ و نكنيد شما اى آدميان مِنْ عَمَلٍ هيچ كارى از كارها إِلَّا مگر آنكه كُنَّا هستيم ما عَلَيْكُمْ بر شما شُهُوداً گواه يا نگاهبان إِذْ تُفِيضُونَ آن‌وقت كه خوض مىكنيد و درمىآئيد فِيهِ در آن كار وَ ما يَعْزُبُ و پوشيده نمىشود عَنْ رَبِّكَ از علم پروردگار تو مِنْ مِثْقالِ ذَرَّةٍ هم سنگ مورچه خورد يا مقدار هبا فِي الْأَرْضِ در زمين وَ لا فِي السَّماءِ و نه در آسمان وَ لا أَصْغَرَ و نه خوردتر مِنْ ذلِكَ از ان وَ لا أَكْبَرَ و نه بزرگتر از ان إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ مگر آنكه مكتوب است در كتاب روشن يعنى لوح محفوظ ملخص آيت آنست كه هيچ فعلى و قولى بر حق سبحانه پوشيده نيست و به مكافات اقوال و افعال مناسب آن حكم خواهد فرمود پس در ضمن اين كلام وعده باشد مؤمنان را بكمال مثوبت و وعيد بود مشركان را به‌غايت عقوبت پس از مجازات باهل ايمان خبر مىدهد و مىفرمايد أَلا إِنَّ بدانيد به درستى كه أَوْلِياءَ اللَّهِ دوستان خداى لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ هيچ ترسى نيست بر ايشان از رسيدن مكائد و شدائد وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ و نيستند ايشان كه اندوهناك باشند از فوت مطالب و مقاصد و در عين المعانى آورده كه اولياء جماعتىاند كه لقاى ايشان موجب ياد كردن خداى باشد و در بحر الحقائق آورده كه مراد از اولياء اللّه آنانند كه اعداى نفوس خود باشند و در كشف الاسرار صفت اوليا برين وجه مىكند كه عنوان شريعت‌اند و برهان حقيقت ظاهر ايشان به احكام شرع آراسته است و باطن ايشان بانوار فقر پيراسته مثنوى رخش ز ميدان ازل تاخته * گوى بچوگان ابد باخته معتكفان حرم كبريا * شسته دل از صورت كبر و ريا راه‌نوردان شكسته قدم * رازكشايان فروبسته دم گفته‌اند اولياء اللّه جماعتى باشند كه با يكديگر دوستى از براى خدا كنند و مؤيد اين قول همين كلام بس كه وجبت محبتى للمتحابين قى و اين قوم را خوف نيست در مواقف عظام و اندوهگين نشوند از اهوال يوم القيام نزد بعضى اولياء . مؤمنان پرهيزگاراند بدليل آنكه حق سبحانه در صفت ايشان مىگويد كه الَّذِينَ آمَنُوا اولياء آنانند كه گرويده‌اند بما جاء من عند اللّه وَ كانُوا يَتَّقُونَ و هستند كه پرهيزگارى كنند مما حرم اللّه .