كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
44
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
قَدْ نَرى به درستى كه ما مىبينيم تَقَلُّبَ وَجْهِكَ گردانيدن روى ترا فِي السَّماءِ در جهت آسمان براى انتظار وحى اين آيت در امر تحويل قبله است سيد عالم از قول يهود كه مىگفتند محمد صلى اللّه عليه و على آله و سلم روى به قبلهء ما نماز بگذارد ملول شد و آرزو كرد كه قبلهء او كعبه باشد كه قبلهء ابراهيم ع و اقدم القبلتين است و درين باب با جبرئيل عليه السلام سخن گفت و جبرئيل متوجه مقام خود شد و سيد كائنات عليه افضل الصّلوات هر ساعت از پس وى به آسمان مىنگريست و منتظر وحى مىبود تا جبرئيل آمد و اين آيت آورد كه ما توجه ترا به آسمان مىديديم فَلَنُوَلِّيَنَّكَ پس هرآئينه متوجه ساختيم ترا قِبْلَةً تَرْضاها به آن قبله كه تو مىخواهى و مىپسندى فَوَلِّ وَجْهَكَ پس بگردان روى خود را مراد همه بدن است شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ بسوى مسجد الحرام كه محيط است به خانهء كعبه روز دوشنبه منتصف رجب در سال دوم از هجرت حضرت خير البشر در مسجد بنى سلمه دو ركعت از ظهر گذارده بود كه اين حكم نازل شد هم در نماز روى از صخره گردانيده بميزاب كعبه توجه فرمود و آن مسجد به ذى القبلتين اشتهار يافت و بعد از تخصيص خطاب جهت تصريح بعموم حكم امتش را مىگويد وَ حَيْثُ ما كُنْتُمْ و هرجا كه باشيد در بر و بحر و سهل و جبل و شرق و غرب چون خواهيد كه نماز گذاريد فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ پس بگردانيد رويهاى خود را شَطْرَهُ بسوى مسجد مذكور وَ إِنَّ الَّذِينَ و به تحقيق آنان كه أُوتُوا الْكِتابَ داده شد ايشان را توريت لَيَعْلَمُونَ هرآئينه مىدانند أَنَّهُ الْحَقُّ كه اين تحويل يا توجه درست و راست است و حكم آن مِنْ رَبِّهِمْ از پيش پروردگار ايشان است چه در توريت خواندهاند كه پيغمبر آخر الزمان به دو قبله نماز گذارد و آخر قبله كه بدان بماند كعبه است وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ و خداى غافل نيست عَمَّا يَعْمَلُونَ از آنچه يهود مىكنند از انكار قبله وَ لَئِنْ أَتَيْتَ و به خداى كه اگر به يارى تو اى محمد الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ براى آنان كه داده شدهاند كتاب را يعنى جهود و ترسا بِكُلِّ آيَةٍ بهر معجزى و نشانى يعنى اگر به يارى هر حجتى و برهانى كه از تو خواهند بر حقيّت توجه به كعبه ما تَبِعُوا قِبْلَتَكَ پيروى نكنند ايشان قبلهء ترا وَ ما أَنْتَ بِتابِعٍ و تو نيز نيستى متابع قِبْلَتَهُمْ مر قبلهء ايشان را وَ ما بَعْضُهُمْ و نيست بعضى از ايشان بِتابِعٍ قِبْلَةَ بَعْضٍ پى رونده و متابعتكننده قبلهء بعضى را چه جهت قبلهء نصارى شرقى است و از ان يهود غربى است و جمع ميان اين هر دو متعسر است وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ و اگر پيروى كنى اى محمد بر سبيل فرض أَهْواءَهُمْ آرزوهاى ايشان در باب قبله مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ از پس آنكه آمد به تو مِنَ الْعِلْمِ از دانستن آنكه قبلهء ابراهيم ع حق است إِنَّكَ به درستى كه تو باشى إِذاً آن هنگام كه متابعت ايشان نمائى لَمِنَ الظَّالِمِينَ هرآئينه از جمله ستمكاران ظاهر خطاب راجع است به پيغمبر ص اما معنى آن راجع است به امت آن -