كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
438
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
عَنْ نَفْسِهِ از نفس وى يعنى خويشتندارى كنند و خود را بر طرف دارند از كشيدن آن رنجها كه او مىكشد مرويست كه ابو خيثمه انصارى رض در مدينه ماند بوده و بعد از چند روز كه از عزيمت حضرت رسالتپناه عليه الصلاة و السلام بگذشت روزى به خانه خود درآمد و آن روز بهغايت گرم بود و او دو زن داشت زنان وى هر يكى در عريشى نشسته بودند و آن را رفته و آب زده كوزهاى آب سرد مهيا ساخته و طعامهاى نيكو ترتيب نموده و ابو خثيمه بر در عريش بايستاد در زنان نگريست و آن ترتيب ملاحظه نمود و گفت كه روا باشد كه رسول خداى عليه الصلاة و السلام در بيابان بشدّت و حرارت و باد گرم درمانده بود و ابو خثيمه در سايه خنك آب سرد و طعام لذيذ خورد و با زنان خوبروى خوشبوى معاشرت كند به خداى سوگند خورد كه در هيچ عريش درنيايم و ازين آب و طعام نخورم تا زمانى كه بدان حضرت عليه الصلاة و السلام ملحق نشوم پس اندك زاد برداشت و روى به راه آورد و در منزل تبوك بمعسكر همايون ملحق شد ذلِكَ آن وجوب متابعت و ترك مخالفت بِأَنَّهُمْ بسبب آنست كه ايشان چون با رسول باشند لا يُصِيبُهُمْ نرسد ايشان را ظَمَأٌ تشنگى وَ لا نَصَبٌ و نه رنجى وَ لا مَخْمَصَةٌ و نه گرسنگى فِي سَبِيلِ اللَّهِ در راه خداى وَ لا يَطَؤُنَ و نسپرند مَوْطِئاً مكانى از امكنه كفار بسم اسپ يا كف شتر يا بهپاىخود سپردنى كه آن يَغِيظُ الْكُفَّارَ بخشم آرد كافران را وَ لا يَنالُونَ و نيابند مِنْ عَدُوٍّ نَيْلًا از دشمنى هيچ يافتنى از قتل و اسر و نهب و كسر و هزيمت و جراحت إِلَّا كُتِبَ لَهُمْ مگر نوشته شود براى ايشان بِهِ به آن عَمَلٌ صالِحٌ كردارى شايسته يعنى بهر يك ازينها كه بديشان رسد مستحق ثواب شوند ابن عباس رض فرمود كه بهر ترسى كه از دشمن بدل ايشان درآيد هفتاد حسنه در ديوان ايشان مىنويسند إِنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُ به درستى كه خداى ضايع نمىگرداند و تباه نمىكند أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ مزد نيكوكاران را يعنى مجاهدان را وَ لا يُنْفِقُونَ و نفقه نهكنند نَفَقَةً صَغِيرَةً نفقه اندك و خرد چون علاقه تازيانه يا نعل اسپى يا صاع خرمائى كه بدهند چون ابو عقيل رض وَ لا كَبِيرَةً و نه نفقه بزرگ چنانچه ذى النورين و عبد الرحمن بن عوف رض وَ لا يَقْطَعُونَ و قطع نهكنند در مسير خود وادِياً هيچ ممر آب و سيل را مراد زمين است يعنى هيچ زمين را قطع نهكنند إِلَّا كُتِبَ لَهُمْ مگر كه نوشته شود براى ايشان ثواب آن و آن نوشتن براى چيست لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ تا جزا دهد خداى تعالى ايشان را أَحْسَنَ ما كانُوا نيكوترين آن را كه در راه حق يَعْمَلُونَ عمل مىكردند و چون احسن را جزا دهند جزاى حسن نيز بدان الحاق كنند به جهت توفير اجر و تكثير آن در ينابيع فرموده كه اگر مثلا غازى را هزار طاعت باشد و يكى از همه نيكوتر بود حق سبحانه آن را ثوابى عظيم دهد و نه صد و نود و نه ديگر را بطفيل آن قبول كند و هر يك را برابر آن ثواب ارزانى دارد تا كرم او به نسبت مجاهدان بر همه كس ظاهر گردد بيت مجاهدان شرف اينچنين از ان دارند * كه در غزا كمر جهد بر ميان دارند آوردهاند كه چون انواع تهديدات در باب متخلفان نازل شد مؤمنان جازم شدند بر آنكه چون نفير جهاد برآيد به تمامى عازم حرب شوند اين آيت آمد .