كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
413
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
لَقَدِ ابْتَغَوُا الْفِتْنَةَ هر آئينه مىطلبيدندى فتنه را يعنى تفريق اصحاب و پريشانى امر ترا مِنْ قَبْلُ پيش ازين در غزوه احد كه از تو بازگشتند و در حرب خندق كه گفتند يا اهل يثرب لا مقام لكم وَ قَلَّبُوا و بگردانيدند لَكَ الْأُمُورَ براى تو كارهاى را يعنى مكائد و حيل در ابطال امور تو انگيختند حَتَّى جاءَ الْحَقُّ تا بيامد نصرت الهى وَ ظَهَرَ و غالب شد أَمْرُ اللَّهِ كار خداى بر كار ايشان يا دين تو بلندى يافت وَ هُمْ كارِهُونَ و ايشان ناخواهندگانند نصرت و دولت ترا اما چون خداى مىخواهد كراهت ايشان را اثرى نيست شعر چون ترا اندر حريم قرب خود ره داده شاه * از نفير پردهدار و طعن دربان غم مخور آوردهاند كه حضرت رسالتپناه عليه افضل الصلاة جند بن قيس را گفت هل لك فى جهاد بنى الاصفر تتخذ منهم سرارى و وصفاء هيچ شايد بقتال اهل روم ميل كنى و از ايشان سريّههاى خوب و كنيزان نيكو بگيرى جند بن قيس گفت انصار مىدانند كه من مشغوفم بنساء مىترسم كه چون زنان بنى الاصفر را بينم از ايشان صبر نتوانم كرد و در فتنه افتم آيت آمد كه وَ مِنْهُمْ و از ايشان مَنْ يَقُولُ كسى باشد كه گويد ائْذَنْ لِي دستورى ده مرا در تخلف ازين غزوه وَ لا تَفْتِنِّي و مرا در فتنه مينداز أَلا فِي الْفِتْنَةِ بدانكه ايشان در فتنه سَقَطُوا افتادهاند كه ظهور نفاق ايشانست وَ إِنَّ جَهَنَّمَ و به درستى كه اسباب دخول دوزخ لَمُحِيطَةٌ فراگيرنده است و احاطهكننده بِالْكافِرِينَ به ناگرويدگان إِنْ تُصِبْكَ اگر برسد به تو اى محمد ص در بعضى از غزوهها حَسَنَةٌ نيكوئى از ظفر و غنيمت چنانچه در بدر بود تَسُؤْهُمْ اندوهگين كند ايشان را از فرط حسدى كه دارند وَ إِنْ تُصِبْكَ و اگر برسد به تو در برخى از جنگها مُصِيبَةٌ جراحتى و شدتى چنانچه در حرب احد واقع شد يَقُولُوا گويند از روى خودپرستى قَدْ أَخَذْنا به درستى كه بگرفتيم ما أَمْرَنا احتياط كار خود را مِنْ قَبْلُ پيش ازين يعنى دورانديشى كرديم و بدين حرب نهرفتيم وَ يَتَوَلَّوْا و برگردند از مجلسهاى خود وَ هُمْ فَرِحُونَ و ايشان شادمان باشند به شماتت يا معجب بفعل خود قُلْ بگو اى پيغمبر لَنْ يُصِيبَنا هر آئينه نرسد ما را إِلَّا ما كَتَبَ اللَّهُ لَنا مگر آنچه نوشته است خدا براى ما در لوح محفوظ از غنيمت و هزيمت و سرّاء و ضرّاء و دولت و نكبت هُوَ مَوْلانا اوست يار ما و سازنده كار ما وَ عَلَى اللَّهِ و بر خداى نه بر غير او فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ بايد كه توكّل كنند مؤمنان كه نتيجه توكل بر خداى حصول مرادات است و كفايت مهمات و ايمنى از آفات .