كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

409

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

إِنَّمَا النَّسِيءُ جز اين نيست كه تاخير حرمت ماهى به ماه ديگر زِيادَةٌ فِي الْكُفْرِ افزونى است در كفر زيرا كه تحليل ما حرّم اللّه و تحريم ما احل اللّه كفرى ديگر است كه با كفر ايشان انضمام مىيابد يُضَلُّ گمراه مىگرداند و حفص يضل به صيغه مجهول مىخواند يعنى گمراه گردانيده مىشوند بِهِ بدين عمل الَّذِينَ كَفَرُوا آنان كه كافر شدند گمراهى زيادت بر زيادت يُحِلُّونَهُ حلال مىدارند نسى را از اشهر حرام عاماً در سالى و بجاى او ماه ديگر را حرام مىكنند وَ يُحَرِّمُونَهُ و حرام مىدارند نسى را عاماً در سالى ديگر و همان ماه حرام را كه حلال كرده بودند بر حرمت او مىگذارند و در آن سال كه تحليل ماه حرام كردند تحريم ماه حلال مىكنند لِيُواطِؤُا تا موافق سازند و تمام كنند عِدَّةَ ما حَرَّمَ اللَّهُ شمار آن را كه خدا حرام كرده است چه گفته شد كه ايشان اشهر حرم را چهار ماه مىدانستند فَيُحِلُّوا پس حلال مىكنند براى موافقت عدد ما حَرَّمَ اللَّهُ آنچه خداى حرام كرده است بىمراعات وقت زُيِّنَ لَهُمْ آراسته گردانيده شده است براى ايشان يعنى شيطان بياراسته است در دل ايشان سُوءُ أَعْمالِهِمْ بدكردارهاى ايشان را وَ اللَّهُ و خداى لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ توفيق رشد و هدايت ندهد ناگرويدگان را در ينابيع آورده كه جاهلان عرب در هر سالى چهار ماه را حرام مىداشتند خلق را از دست و زبان خود ايمن مىساختند مؤمنان مؤدب بدان سزاوارترند كه در همه ماهها مسلمانان را از ضرر خود سالم دارند و ايذا و آزار خلق به زبان و دست فروگذارند كه مكافات آزار آزارست و مجازات اضرار همان اضرار قطعه آزار دل خلق مجو بىسببى * تا برنكشند يار بىنيم‌شبى بر مال و جمال خويشتن تكيه مكن * كآن را به شبى برند و ابن را به تبى نقل است كه در سال نهم از هجرت كه حضرت رسالت‌پناه ص عازم غزوه تبوك شده هوا در غايت حرارت بود و اهل مدينه بسبب خشك‌سالى مقل الحال مىگذرانيدند چون فرمان رسيد كه اصحاب كمر جهاد بر ميان اجتهاد بسته عنان عزيمت بدان صوب معطوف سازند ايشان بسبب بعد مسافت و كثرت اعداى و قلت زاد و گرمى هوا به كراهت طبعى در رفتن تكاسل مىورزيدند آيت آمد كه يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اى كسانى كه گرويده‌ايد ما لَكُمْ چيست شما را كه براى اعلاى كلمه دين إِذا قِيلَ لَكُمُ چون گويند مر شما را كه بجدى تمام انْفِرُوا بيرون رويد فِي سَبِيلِ اللَّهِ در راه خدا و جهاد كنيد به اعداى دين اثَّاقَلْتُمْ گران جنبيد و درنگ كنيد يعنى مايل شويد إِلَى الْأَرْضِ بسوى زمين از روى كاهلى يا ميل كنيد به مزروعات ارض و ثمار آن أَ رَضِيتُمْ آيا راضى شديد و خرسند گشتيد بِالْحَياةِ الدُّنْيا به زندگانى دنيا مِنَ الْآخِرَةِ از ثواب آخرت اين چنين مكنيد و دنيا را به آخرت مگزينيد فَما پس نيست مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا برخوردارى از زندگانى دنيا فِي الْآخِرَةِ در جنب سراى آخرت و نعيم آن إِلَّا قَلِيلٌ مگر اندكى محقر و هيچ عاقل بزرگتر را از دست ندهد براى خردتر بيت متاع اين جهان فانى و معيوب * نعيم آن جهان باقى و مرغوب چرا كس دولت باقى گذارد * به نعمتهاى فانى سر درآرد .