كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

394

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

فَكُلُوا پس بخوريد مِمَّا غَنِمْتُمْ از آنچه غنيمت گرفتيد و فديه از ان جمله است حَلالًا طَيِّباً خوردنى حلال و پاك وَ اتَّقُوا اللَّهَ و بترسيد از خدا در مخالفت امر وى إِنَّ اللَّهَ به درستى كه خدا غَفُورٌ آمرزنده است عفو كرد گناه شما را رَحِيمٌ مهربانست كه غنيمت بر شما حلال كرد و بر امم ديگر حرام بوده و در اسباب نزول آورده كه حضرت رسالت‌پناه ص عباس رض را كه از جمله اسيران بود به اداى فديه نفس خود و دو برادرزاده او عقيل بن ابى طالب و نوفل بن حارث و حليف او عتبة بن حجرم تكليف كرد عباس گفت اى محمد ص روا مىدارى كه عم تو به خواستگارى درويش‌وار در پيش خويش و بيگانه دست بيرون كند من اين همه مال از كجا آرم حضرت رسالت‌پناه ص فرمود كه كو آن بدرهاى زر كه بوقت خروج از مكه به امّ فضل دادى و چنين و چنان سخنان گفتى عباس گفت اى محمد ص من اين سخنان نهفته گفته بودم ترا كه خبر داد فرمود كه آفريدگار من به من پيغام فرستاد عباس گفت اى محمد ص گواه باش كه بوحدانيت حق و رسالت تو گواهى مىدهم پس فداى خود و سه كس ديگر بداد آيت آمد يا أَيُّهَا النَّبِيُّ اى پيغامبر ص قُلْ لِمَنْ فِي أَيْدِيكُمْ بگو مر آن‌كسان را كه در دست شمااند مِنَ الْأَسْرى از اسيران إِنْ يَعْلَمِ اللَّهُ اگر داند خدا و به بيند فِي قُلُوبِكُمْ در دلهاى شما خَيْراً نيكوئى از ايمان و اخلاص يُؤْتِكُمْ خَيْراً بدهد شما را بهتر مِمَّا أُخِذَ مِنْكُمْ از آنچه فرا گرفته است از شما يعنى زرى كه براى فديه داده‌ايد وَ يَغْفِرْ لَكُمْ و بيامرزد شما را وَ اللَّهُ غَفُورٌ و خداى آمرزنده است گناهى را كه در زمان شرك واقع شده است رَحِيمٌ مهربان است كه شما را توفيق اسلام داده آورده‌اند كه عباس رض گفت خداى تعالى مرا دو وعده داد يكى آنكه بهتر از آنچه از من گرفته‌ايد به من بدهد در اين وعده وفا كرد حالا بست بنده دارم كه هر يك براى من به بيست هزار دينار تجارت مىكند و سقايه زمزم نيز به من داد كه از همه اموال عرب دوست‌تر مىدارم و وعده دوم مغفرتست اميدوارم كه بدان نيز وفا نمايد و مرا بيامرزد چه در وعده كريم خلاف نيست بيت خلاف وعده محالست كز كريم آيد * لئيم اگر نه‌كند وعده را وفا شايد وَ إِنْ يُرِيدُوا و اگر خواهند اسيران كه مسلمان شده‌اند خِيانَتَكَ خيانت كردن با تو بنقض عهد يا برگشتن از دين فَقَدْ خانُوا اللَّهَ پس به درستى كه خيانت كردند با خدا مِنْ قَبْلُ پيش ازين بكفر فَأَمْكَنَ مِنْهُمْ پس خدا توانائى داد ترا بر ايشان تا روز بدر بدست تو گرفتار شدند بعد ازين نيز ممكنست كه ترا ممكّن گرداند وَ اللَّهُ عَلِيمٌ و خدا داناست بمال بندگان حَكِيمٌ حكم‌كننده در احوال ايشان إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا به درستى كه آنان كه ايمان آوردند وَ هاجَرُوا و هجرت كردند به دوستى خدا و رسول از وطنهاى خويش وَ جاهَدُوا و جهاد كردند بِأَمْوالِهِمْ به مالهاى خود كه در سلاح و نفقه محتاجان صرف نمودند وَ أَنْفُسِهِمْ و به نفسهاى خويش كه مباشر قتال شدند فِي سَبِيلِ اللَّهِ در راه خدا و اينان قوم مهاجران‌اند رض وَ الَّذِينَ آوَوْا و آنان كه جاى دادند مهاجران رض را وَ نَصَرُوا و نصرت كردند حضرت رسول را مراد گروه انصاراند رض .