كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
358
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
إِنْ هِيَ نيست اين كردار ايشان إِلَّا فِتْنَتُكَ مگر آزمايش و ابتلاى تو مر بندگان را يعنى اينان را كلام خود شنوانيدى تا طمع در رويت كردند و از گوساله آوازى پديد ساختى تا رو بوى آوردند در كتاب فصل الخطاب خواجه محمد ص پارسا مذكور است كه حق سبحانه موسى ع را در مقام بسط بداشت تا بكمال حال انس رسيده از روى دلال برين جرأت اقدام فرمود و دلال در مرتبه محبوبيتست چنانچه در قوت القلوب فرمود و من ادلال المحبين من المستانسين مناجاة برزخ العبد الاسود الى قوله يضحكنى كل يوم ثلث دفعات و حضرت مولوى قدس سره فرموده كه گستاخى عاشق ترك ادب نيست عين ادبست مثنوى گفتگوى عاشقان در كار رب * جوشش عشقست نى ترك ادب هر كه كرد از جام حق يك جرعه نوش * نى ادب ماند درو نى عقل و هوش و هم از مقام بسط است اين سخن موسى تُضِلُّ بِها مَنْ تَشاءُ گمراه مىگردانى بدان فتنه و ابتلا هرك را مىخواهى كه گمراه شود وَ تَهْدِي مَنْ تَشاءُ و راه مىنمائى هم بدان هر كه را مىخواهى كه راه يابد أَنْتَ وَلِيُّنا توئى يار ما و متولى كار ما فَاغْفِرْ لَنا پس بيامرز ما را وَ ارْحَمْنا و ببخشاى بر ما وَ أَنْتَ خَيْرُ الْغافِرِينَ و تو بهترين آمرزندگانى وَ اكْتُبْ لَنا و بنويس براى ما يعنى ثابت كن يا عطا كن ما را فِي هذِهِ الدُّنْيا درين سراى حَسَنَةً نيكوئى كه قبول توبه است يا توفيق طاعت يا روزى حلال يا صدق مقال وَ فِي الْآخِرَةِ و در آن سراى هم نيكوئى ده ما را كه مغفرت است يا جنّت يا سعادت رؤيت إِنَّا هُدْنا إِلَيْكَ به درستى كه ما بازگشتيم بسوى تو قالَ گفت خدا عَذابِي عذاب من از صفت او آنست كه أُصِيبُ بِهِ مىرسانم او را مَنْ أَشاءُ هرك را مىخواهم يعنى كفّار وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ و رحمت من از صفت او آنست كه رسيده است كُلَّ شَيْءٍ به همه چيز يعنى شامل است در دنيا مؤمن و كافر را به دادن جان و فرستادن روزى و گفتهاند رحمت تعاطف است كه حق تعالى بخلق ارزانى داشته تا بدان بر يكديگر مهربانى مىورزند يا رحمت توبه است كه على العموم در اين رحمت بر همه گشوده و همه را باتصال بدين رحمت دعوت فرمود كه توبوا الى اللّه جميعا و نزد محققان رحمت دو است يكى رحمت ذاتيه كه آن را مطلقه و امتنانيه گويند و آن رحمتيست همه چيز را فرارسيده چنانچه فرموده و رحمتى وسعت كل شيء و نتيجه او عطا دادنست بىسابقه سؤال سائل و بىوسيله حاجت محتاج بىثبوت استحقاق معطى له بوجهى از وجوه كما اشار اليه فى المثنوى اى بداده رايگان صد چشم و گوش * نى ز رشوت بخش كرده عقل و هوش در عدم ما مستحقان كى بديم * كه بدين جان و بدين دانش شديم ما نبوديم و تقاضا ما نبود * لطف تو ناگفته ما مىشنود دوم رحمت وجوبيه كه مقيده نيز خوانند و آنهمه از رحمت ذاتيه فائز شده و استحقاق بنده مر آن رحمت را هم نتيجه رحمت امتنانيه است كه چنانچه قبل از سابقه خدمت و رابطه دعوت استحقاق وجود ارزانى فرموده و بعد از فيض وجود استعداد استفاده و قابليت استفاضه داد و رحمت وجوبيه را مقيد از جهت آن گويند كه مقيدست به شرطى چند از اقوال و افعال چنانچه فرمود فَسَأَكْتُبُها پس زود باشد كه ثابت سازم اين رحمت را لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ براى آنان كه پرهيز كنند از شرك وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ و بدهند زكات مفروضه را وَ الَّذِينَ هُمْ و براى آنان كه ايشان بِآياتِنا بآيات منزله ما يُؤْمِنُونَ مىگروند قتاده رح گويد كه يهود و نصارى تمناى اين رحمت نموده گفتند كه ما بآيات ايمان داريم و زكات مال ادا مىكنيم پس براى ما ثابت خواهد بود حق تعالى رشته اميد ايشان را منقطع ساخته آن رحمت را بدين امت تخصيص داد كه متقيان و مؤمنان كه رحمت براى ايشان مىنويسم .