كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

331

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

الَّذِينَ اتَّخَذُوا آنانى كه فراگرفته‌اند دِينَهُمْ دين خود را لَهْواً وَ لَعِباً مشغولى و بازى چه ايشان در عيد خود بحوالى كعبه مىآمدند و دست مىزدند و بازى مىكردند وَ غَرَّتْهُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا و بفريفت مر ايشان را زندگانى دنيا و طول مهلت تا از حق فراموش كردند و ندانستند كه دنيا غدارى است فريبنده و مكارى است بازىدهنده مثنوى در ديده اعتبار خوابى است * در رهگذر اجل سرابيست مشغول مشو به سرخ و زردش * انديشه مكن ز گرم و سردش سرمايه آفت است زنهار * خود را ز فريب او نگهدار فَالْيَوْمَ نَنْساهُمْ پس امروز فروگذاريم ايشان را در آتش كَما نَسُوا چنانچه ايشان فروگذاشتند و بر خاطر نه‌گذرانيدند لِقاءَ يَوْمِهِمْ هذا ديدن اين روز را وَ ما كانُوا و چنان بودند كه از روى عناد بِآياتِنا يَجْحَدُونَ انكار مىكردند علامات ربوبيت را يا آيات كتب ما را وَ لَقَدْ جِئْناهُمْ و هر آئينه آورديم ما براى اين گروه كفار بِكِتابٍ فَصَّلْناهُ به كتابى كه بيان كرديم و معانى او مفصل ساختيم هر چه به كار آيد در او عَلى عِلْمٍ و اين بيان بر علم كرديم يعنى عالم بوديم بوجه تفصيل هُدىً و آورديم اين كتاب را راهنماينده وَ رَحْمَةً و خداوند بخشش لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ براى گروهى كه مىگروند هَلْ يَنْظُرُونَ آيا انتظار مىبرند كافران يعنى نمىبرند و منتظر نيستند إِلَّا تَأْوِيلَهُ مگر عاقبت كتاب و حقيت آن را از وعده و وعيد يعنى منتظراند آنچه خداى تعالى وعده كرده است درين كتاب از ثواب و عقاب تا ببينند كه راست مىشود يا نى يَوْمَ يَأْتِي تَأْوِيلُهُ روزى كه بيايد عاقبت كار يعنى ظاهر شود آثار وعده و وعيد و آن روز قيامت باشد يَقُولُ الَّذِينَ گويند آنان كه نَسُوهُ ترك كردند كتاب مفصل را مِنْ قَبْلُ پيش ازين در دنيا يعنى چون كافران كه به قرآن نگرويدند در آن روز ظاهر گردد صدق سخن خداى تعالى گويند قَدْ جاءَتْ به درستى كه آمده بودند رُسُلُ رَبِّنا فرستادگان آفريدگار ما بِالْحَقِّ به راستى و درستى و ما تكذيب كرديم و آن خطاى عظيم بود فَهَلْ لَنا پس آيا هستند ما را مِنْ شُفَعاءَ درخواست‌كنندگان فَيَشْفَعُوا لَنا تا شفاعت كنند براى ما امروز أَوْ نُرَدُّ يا بازگردانيده شويم ما به دنيا فَنَعْمَلَ پس ما بكنيم غَيْرَ الَّذِي جز آنكه كُنَّا نَعْمَلُ بوديم كه عمل مىكرديم يعنى تصديق كنيم نه تكذيب و به وحدت قائل شويم نه بشرك پس نه كسى ايشان را شفاعت كند و نه به دنيا ايشان را باز آرد قَدْ خَسِرُوا به درستى كه زيان كردند أَنْفُسَهُمْ در نفسهاى خويش كه سرمايه عمر را صرف پرستش بتان كردند وَ ضَلَّ عَنْهُمْ و گم شد از ايشان ما كانُوا يَفْتَرُونَ آنچه بودند كه افترا مىكردند و دروغ مىگفتند كه بتان شفيعان مااند نزديك خداى بيت ديروز به دو دلم اميدى مىداشت * امروز برفت و نااميدم بگذاشت .