كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
329
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
الَّذِينَ يَصُدُّونَ آنان كه بازميداشتند مردمان را عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ از راه خدا وَ يَبْغُونَها و مىطلبيدند از براى حق عِوَجاً كجى و ناراستى يعنى عيب مىجستند در دين خدا وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ و ايشان بسراى آخرت كافِرُونَ ناگرويدگان بودند وَ بَيْنَهُما و ميان بهشت و دوزخ حِجابٌ راه پردهايست با ميان اهل بهشت و دوزخ حاجزى است چون باره شهر كه اهل دوزخ به بهشت نخواهند رفت كما قال فضرب بينهم بسور و آن حجاب را اعراف گويند امام زاهد فرموده كه اعراف تلى باشد از مشك سفيد وَ عَلَى الْأَعْرافِ رِجالٌ و بر اعراف مردمان باشند مشرف بر بهشت و دوزخ يَعْرِفُونَ بشناسند اين رجال كُلًّا همه اهل بهشت و دوزخ را بِسِيماهُمْ به علامتهاى ايشان چه بهشتيان سفيد رو و دوزخيان سياه رو باشند و اين موضع را به جهت آن اعراف گويند كه ساكنان آن عارفند باحوال فريقين و اينها انبياء ع باشند يا شهدا يا افاضل مؤمنان يا ملائكه بر صورت رجال و بودن ايشان بر اعراف دليل فضل و كرامت ايشان باشد چه از آنجا منازل خود را در بهشت مىبينند و از ان متلذذ مىگردند و عذاب دوزخ را مشاهده مىكنند و به خلاصى از ان مبتهج و مسرور مىباشند و در تفسير امام ثعلبى رح منقولست از ابن عباس رض كه اعراف موضعى بلند از صراط كه عباس و حمزه و على و جعفر طيار رض بر آنجا باشند و دوستان خدا را بشناسند به تازگى و سفيد روى و دشمنان خدا را دانند به تيركى و سياه روئى و گويند بر اعراف كسانى باشند كه حسنات و سيئات ايشان مساوى باشند يا يكى از ابوين ايشان راضى بود و يكى نه و يا موحدان باشند مقصر در عمل و بدين قول بودن ايشان بر اعراف به جهت نقص ثواب ايشان باشد از استحقاق دخول بهشت وَ نادَوْا و ندا مىكنند اصحاب اعراف أَصْحابَ الْجَنَّةِ اهل بهشت را يعنى چون در بهشت نگرند اهل بهشت را بر سبيل تهنيت گويند أَنْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ و تحيت خداى بر شما باد يا خوشحالى شما كه بدار السلام به سلامت رسيديد لَمْ يَدْخُلُوها هنوز اهل اعراف در بهشت درنيامده باشند وَ هُمْ يَطْمَعُونَ و ايشان طمع مىدارند كه درآيند قولى آنست كه آخرين كسان كه به بهشت درآيند ايشان باشند و در سفر رابع از فتوحات مكيه مذكورست كه ميزان حساب و سيئات اهل اعراف مساوى باشد و ايشان هم در بهشت مىنگرند و هم در دوزخ دخول هيچ كدام را مرجحى نبود پس چون خلق را بسجود خوانند و آن آخرين تكليفيست روز قيامت اهل اعراف سجده كنند و ميزان حسنات ايشان را حج گردد و به بهشت درآيند وَ إِذا صُرِفَتْ أَبْصارُهُمْ و هرگاه كه چشمهاى ايشان را بگردانند و در تفسير زاهدى فرموده كه حق سبحانه و تعالى فرشته را فرمايد تا روى ايشان بگرداند تِلْقاءَ أَصْحابِ النَّارِ بسوى دوزخيان قالُوا ايشان پناه گيرند به خدا و گويند رَبَّنا اى آفريدگار ما لا تَجْعَلْنا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ مدار ما را با گروه ظالمان يعنى ميان ما و ايشان در دوزخ جمع مكن .