كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
317
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
اتَّبِعُوا پيروى كنيد اى مكلفان ما أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ آن چيزى را كه فرستاده شده بشما مِنْ رَبِّكُمْ از پروردگار شما يعنى متابعت قرآن كنيد بنگاه داشت اوامر و نواهى او وَ لا تَتَّبِعُوا و پيروى مكنيد مِنْ دُونِهِ بجز كتاب خدا أَوْلِياءَ دوستان را مراد اصناماند كه كفّار ايشان را دوست مىگرفتند يا شياطين الانس و الجن كه خلق را در گمراهى مىافگنند قَلِيلًا ما تَذَكَّرُونَ اندكى پند مىگيريد وقتى كه متابعت غير حق كنيد وَ كَمْ مِنْ قَرْيَةٍ و بسيار اهل دهها و شهرها از كفار و فجار كه أَهْلَكْناها حكم كرديم ما بهلاك ايشان فَجاءَها پس آمد باهل آن ده و شهر بَأْسُنا عذاب ما بَياتاً در شب كه هنگام غفلت و خواب است مانند قوم لوط ع أَوْ هُمْ قائِلُونَ يا فرود آمد عقوبت به ايشان و بودند ايشان خفتگان در نيمروز چون قوم شعيب ع تخصيص اين دو وقت به جهت آنست كه زمان آسايش و استراحتاند و تصوّر و توقع عذاب درين نيست پس بليّه غير منتظره صعبتر و سختتر است چنانچه نعمت غير مترقب خوبتر و لذيذترست فَما كانَ پس نبود دَعْواهُمْ درخواست ايشان إِذْ جاءَهُمْ وقتى كه آمد بديشان بَأْسُنا بلا و عذاب ما إِلَّا أَنْ قالُوا مگر آنكه گفتند إِنَّا كُنَّا به درستى كه بوديم ما ظالِمِينَ ستمكاران بر نفس خود كه تكذيب رسل كرديم اعتراف نمايند به گناه خود و مظنه ايشان آنكه اعتراف به جرايم سبب خلاصى باشد از عذاب و حال آنكه نزول عذاب و ارتفاع تكليف مقارن يكديگراند پس در وقت نزول عذاب توبه و استغفار مفيد نباشد و قوم يونس ع ازين حكم مستثنىاند چنانچه رقم ذكر خواهد يافت ان شاء اللّه تعالى فَلَنَسْئَلَنَّ پس هر آئينه خواهيم پرسيد روز قيامت الَّذِينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ آن كسانى را كه فرستاده شدهاند بديشان پيغمبران و سؤال ايشان از قبول رسالت و اجابت رسل خواهد بود و اين سؤال تعنيف و تعذيب است وَ لَنَسْئَلَنَّ الْمُرْسَلِينَ و هر آئينه خواهيم پرسيد فرستادهشدگان را يعنى پيغمبران را از اداى رسالت و تبليغ احكام و اين سؤال تشريف و تكريم است و گفتهاند امم از فرمانبردارى انبيا ع پرسند و انبيا ع را از مهربانى بر امم فَلَنَقُصَّنَّ پس هر آئينه بخوانيم عَلَيْهِمْ بر رسل و امم ايشان گفتار و كردار ايشان را بِعِلْمٍ به دانش خويش كه دانسته بوديم كه هر يك چه كردهاند و گفت و شنود ايشان چه بود وَ ما كُنَّا غائِبِينَ و نه بوديم ما پنهان و دور و بىخبر از اقوال و افعال ايشان وَ الْوَزْنُ و سنجيدن اعمال هر كس يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ آن روز يعنى روز قيامت درست است و بودنى و گفتهاند صحايف اعمال را وزن كنند به ميزانى كه او را عمودى و دو كفه باشد و همه خلايق در ان نگرند و اين صورت براى اظهار معدلت است و در تبيان از ابن عباس رض نقل مىكند درازى عمود و ميزان پنجاه هزارساله راه است و كفتين او يكى از نور است و يكى از ظلمت حسنات را در پله نور نهند و سيئات را در كفه ظلمت و كفتين همچو آسمان و زمين است فَمَنْ ثَقُلَتْ پس هر كرا گران بود مَوازِينُهُ اعمال سنجيده او برين تقدير موازين جمع موزون است و اگر جمع ميزان دارند نظر بر تعدد وزن و اختلاف موزونات باشد و بهر حال گرانى ميزان به طاعت است و آن را كه ميزان ايشان گران بود فَأُولئِكَ پس آن گروه هُمُ الْمُفْلِحُونَ ايشانند رستگاران و رسيدگان به نجات .