كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
305
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
وَ رَبُّكَ الْغَنِيُّ و پروردگار تو بىنياز است از عبادت بندگان ذُو الرَّحْمَةِ خداوند رحمتست بر ايشان و تكليف طاعت جهت تكميل ايشانست و گفتهاند بىنياز است از طاعت مطيعان و ذو الرحمة است بر مجرمان و عاصيان إِنْ يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ اگر خواهد ببرد شما را وعيد اهل مكه است وَ يَسْتَخْلِفْ و خليفه و جانشين شما سازد مِنْ بَعْدِكُمْ از پس شما ما يَشاءُ هر كرا خواهد از آفريدگان خود كَما أَنْشَأَكُمْ همچنانكه شما را پيدا كرد مِنْ ذُرِّيَّةِ قَوْمٍ آخَرِينَ از ذريت قوم ديگر كه پدران شما بودند إِنَّ ما تُوعَدُونَ به درستى كه آنچه وعده دادهاند شما را از قيامت و متعلقات آن لَآتٍ هر آئينه بودنى و آمدنيست بىشك وَ ما أَنْتُمْ بِمُعْجِزِينَ و نيستيد شما عاجزكنندگان مر خدا را در بعث و حشر شما قُلْ يا قَوْمِ اعْمَلُوا بگو اى محمد ص اى قوم من مراد كفار قريشاند عمل كنيد عَلى مَكانَتِكُمْ هر يك به حالت خود آنچه نهايت تمكن و استطاعت شما باشد يعنى بر كفر و عداوت خود مستمر باشيد امر تهديد است مىگويد شما بر حالت خود باشيد كه إِنِّي عامِلٌ به درستى كه من نيز عملكنندهام بر شكيبائى و بردبارى فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ پس زود باشد كه بدانيد مَنْ تَكُونُ آنكس را كه باشد لَهُ عاقِبَةُ الدَّارِ مر او را عاقبت پسنديده در سراى آخرت إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ به درستى كه فيروزى و رستگارى نيابند ستمكاران يعنى كفار صاحب كشف الاسرار آورده كه همدرين زودى بدانيد كه حال دنيا كجا رسد و دولت فلاح كرا رسد ببينيد كه درويشان شكسته بال را بسراى كرامت چون خوانند و خواجگان صاحب اقبال را سوى زندان ندامت چون رانند قطعه باش تا كل يا بى آنها را كه امروزاند جزو * باش تا گل بينى آنها را كه امروزاند خار تا كى از دار الغرورى ساختن دار السرور * تا كى از دار الفرارى ساختن دار القرار آوردهاند كه مشركان عرب در ميان كشتزار خود خطى كشيدندى و يك نيمه براى خدا و يك نيمه براى بتان نشان كردندى و همچنين چهارپايان را نيز قسمت نمودندى بعضى براى اللّه و برخى براى بت آنچه نصيب خدا بودى به درويشان و مهمانان دادندى و آنچه بهره بتان بودى بر خادمان بتخانه قسمت كردندى پس اگر حصّه خدا بهتر بودى بدل كردندى آن را به حصّه آلهه خود و اگر حصّه آلهه نيكوتر بودى بر حال خود بگذاشتندى و اگر چيزى از نصيب خدا در ميان نصيب بتان افتادى بگذاشتندى و گفتندى خداى توانگر است بدين احتياج ندارد و اگر نصيب بتان به نصيب خدا مختلط شدى برداشتندى و با نصيب بتان ضم كردندى و گفتندى اينان فقير و محتاجاند حق سبحانه ازين حال خبر مىدهد و مىفرمايد كه وَ جَعَلُوا لِلَّهِ و مقرر گردانيدند براى خداى مِمَّا ذَرَأَ از آنچه خداى آفريده است مِنَ الْحَرْثِ از كشتزارها وَ الْأَنْعامِ و از چهارپايان نَصِيباً بهره و براى بتان بهره فَقالُوا پس گفتند هذا لِلَّهِ اين نصيب مر خداى راست بِزَعْمِهِمْ با دعاى باطل و گفتار دروغ ايشان وَ هذا لِشُرَكائِنا و اين ديگر نصيب براى شريكان ما يعنى شركائى كه براى خدا پيدا كردهايم فَما كانَ پس آن نصيب كه باشد لِشُرَكائِهِمْ براى بتان ايشان بزعم ايشان فَلا يَصِلُ إِلَى اللَّهِ پس نمىرسد به خداى و در ان تصرّف نمىكنند وَ ما كانَ لِلَّهِ و آن نصيبى كه مر خداى راست فَهُوَ يَصِلُ پس آن مىرسد إِلى شُرَكائِهِمْ به بتان ايشان يعنى بهتر را از نصيب خدا برمىدارند و نامزد بتان مىكنند ساءَ ما يَحْكُمُونَ بد حكمى است كه ايشان مىكنند .