كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

292

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ و تعظيم نه‌كردند جهودان خداى را حَقَّ قَدْرِهِ چنانچه سزاى تعظيم او باشد و در كشف الاسرار گويد خداى را نه‌شناختند چنانچه حق شناختن او باشد آرى قدم را با حدوث چه نسبت خاك و آب را با رب الارباب چه مناسبت بزرگى را از شناخت الهى سؤال كردند فرمود كه كل ما خطر ببالك فهو على خلاف ذلك بيت هر چه آن بر هم نهاده دست عقل و حس و فهم * كبريايش سنگ بطلان اندر ان انداخته و حضرت حقايق پناهى خلدت ظلال كماله بالفيض الالهى در شرح رباعيات فرموده‌اند كه معرفت و ادراك حق سبحانه و تعالى باعتبار كنه ذات و تجرد او از تعيّنات اسماء و صفات ممتنعست مر غير حق سبحانه را زيرا كه ازين حيثيت بحجاب عزت محتجب است و به رداى كبريا مختفى هيچ نسبت نيست ميان او و ما سواى او پس شروع در طريق معرفت او ازين وجه اضاعت بضاعت وقتست مصرعه به خيال در نگنجد تو خيال خود مرنجان و امام علّامه قدس اللّه روحه در اسرار التنزيل فرموده كه اى آنكه اشارت به تو محال و عبارت از تو و بال قطعه كنه ، خردم در خور اثبات تو نيست * مفهوم دلم از تو جز آيات تو نيست من ذات ترا بواجبى كى دانم * داننده ذات تو بجز ذات تو نيست و گفته‌اند معنى اين آيت اينست كه ما وصفوا اللّه حق وصفه آورده‌اند كه مالك بن الضيف كه سر حلقه احبار يهود بود به خدمت سيد عالم آمد آن حضرت ص با وى گفت سوگند مىدهم ترا بدان خداى كه توريت را بر موسى نازل گردانيد كه تو در توريت ديده كه خداى تعالى دانشمند فربه را دشمن مىدارد گفت آرى اين خبر در توريت هست حضرت فرمود كه آن حبر تن‌پرور خودپرست توئى او در غضب شده و گفت خداى هيچ كتاب بر هيچ‌كس نازل نه ساخته است آيت آمد كه اين‌ها خداى را چنانچه مىبايد وصف نكردند إِذْ قالُوا چون گفتند ما أَنْزَلَ اللَّهُ نه‌فرستاده است خدا عَلى بَشَرٍ مِنْ شَيْءٍ بر هيچ بشرى چيز از وحى و احكام شرع همچنين صفتى را كه انزال كتب و ارسال رسل است از حق سبحانه سلب كردند قُلْ بگو مَنْ أَنْزَلَ الْكِتابَ الَّذِي كه فرستاده آن كتاب را كه جاءَ بِهِ مُوسى آمد بوى موسى يعنى توريت نُوراً در حالتى كه بود روشنائىدهنده وَ هُدىً لِلنَّاسِ و راه نماينده مر مردمان را تَجْعَلُونَهُ شما گردانيده‌ايد آن را قَراطِيسَ صحيفه‌ها و طومارها و ورقهاى پراگنده تُبْدُونَها آشكارا مىكنيد آنچه مىخواهيد وَ تُخْفُونَ كَثِيراً و پنهان مىسازيد بسيارى را از ان چون نعت مصطفى و آيت رجم و غير آن وَ عُلِّمْتُمْ و آموخته شده‌ايد اى اهل اسلام به زبان محمد ص مصطفى ما لَمْ تَعْلَمُوا آنچه ندانستيد أَنْتُمْ وَ لا آباؤُكُمْ نه شما و نه پدران شما از امر و نهى و حلال و حرام قُلِ اللَّهُ بگو اى محمد ص كه خداى فرستاده است و اين جواب آنست كه فرستاد توريت را ثُمَّ ذَرْهُمْ پس از يهود دست بدار و بگذار ايشان را تا پيوسته فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ در اباطيل و خرافات خود بازى مىكنند شيخ ابو سعيد ابو الخير قدس اللّه روحه در كلمه قل اللّه ثم ذرهم فرموده كه اللّه بس و ما سواه هوس و انقطع النفس حضرت شيخ الاسلام قدس روحه فرموده كه قل اللّه دل بسوى او دار ثم ذرهم غير او را فروگذار شبلى قدس سره با بعضى از اصحاب خود مىگفت عليك باللّه و دع ما سواه شعر چون تفرقه دل است حاصل ز همه * دل را به يكى سپار و بگسل از همه .