كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

273

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

قُلْ إِنِّي أَخافُ بگو به درستى كه من مىترسم إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي اگر عاصى شوم در امر پروردگار خود يعنى غير او را پرستم عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ از عذاب روز بزرگ كه قيامت است مَنْ يُصْرَفْ هر كه بگرداند خداى عذاب را عَنْهُ ازو و حفص به صيغه مجهول مىخواند يعنى هركه بگردانيده شود عذاب ازو يَوْمَئِذٍ دران روز فَقَدْ رَحِمَهُ پس به درستى كه حق برو بخشايش فرموده است وَ ذلِكَ و اين بخشايش خداى الْفَوْزُ الْمُبِينُ رستگارى هويداست وَ إِنْ يَمْسَسْكَ اللَّهُ و اگر برساند به تو خداى بضرّ سختى چون مرض و فقر فَلا كاشِفَ لَهُ پس هيچ بازدارنده و برنده نيست آن را إِلَّا هُوَ مگر او وَ إِنْ يَمْسَسْكَ بِخَيْرٍ و اگر برساند به تو نيكوئى چون غنا و صحت فَهُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ پس او بر همه چيزها ازينها تواناست وَ هُوَ الْقاهِرُ و اوست قهركننده فَوْقَ عِبادِهِ غالب بر بندگان خود فوقيت به مكان نيست بلكه تصوير استعلا و غالبيت حقست بقدرت و قهر بر همه مخلوقات وَ هُوَ الْحَكِيمُ و اوست محكم‌كار در تدبير خود الْخَبِيرُ دانا به خفاياى احوال بندگان نقلست كه سفهاى قريش گفتند اى محمد ص ما كسى را نمىبينيم كه ترا تصديق كند و از احبار يهود و علماى نصارا پرسيده‌ايم كه صفت اين مرد در كتب خويش ديده‌ايد همه انكار كردند اكنون كسى بما نماى كه گواهى دهد به رسالت تو و بر حقيقت كتاب تو آيت آمد قُلْ بگو اى محمد در جواب ايشان أَيُّ شَيْءٍ چه چيزست أَكْبَرُ شَهادَةً بزرگتر از جهت شهادت يعنى گواهى كيست بزرگتر از همه گواهىها قُلِ اللَّهُ شَهِيدٌ بگو خداى بزرگترست از جهت گواهى بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ او گواه است ميان من و شما يعنى گواه حقيقت من و بطلان شما اوست وَ أُوحِيَ إِلَيَّ هذَا الْقُرْآنُ و به من وحى كرده شده اين قرآن لِأُنْذِرَكُمْ بِهِ تا بيم كنم شما را به قرآن و اگرچه درو بشارت نيز هست اما اكتفا كرده باحد الضدين وَ مَنْ بَلَغَ و ديگر انذار مىكنم هر كه قرآن به دو رسيد از عرب و عجم و جن و انس امام مقاتل رحمه اللّه فرموده هر كه قرآن به دو رسيده حضرت پيغمبر ص نذير اوست و از آنجا است كه محمد ص بن كعب قرظى فرموده كه من بلغه القرآن فكانما راى محمدا أَ إِنَّكُمْ لَتَشْهَدُونَ آيا شمائيد كه گواهى مىدهيد أَنَّ مَعَ اللَّهِ آنكه با خدا هستند آلِهَةً أُخْرى خدايان ديگر يعنى بتان قُلْ لا أَشْهَدُ بگو من بارى گواهى نمىدهم برين قُلْ إِنَّما هُوَ بگو جز اين نيست كه او إِلهٌ واحِدٌ خدايست يگانه و من برين وجه گواهى مىدهم وَ إِنَّنِي بَرِيءٌ و به درستى كه من بيزارم مِمَّا تُشْرِكُونَ از آنچه بوى شريك مىداريد از اصنام و غير آن .