كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
263
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
ما جَعَلَ اللَّهُ تعيّن نهكرده است خداى و امر نفرموده و مقرر نساخته هيچ چيز مِنْ بَحِيرَةٍ از ناقه گوش شكافته وَ لا سائِبَةٍ و نه ناقه بچّه را بازگذاشته وَ لا وَصِيلَةٍ و نه شاتى كه به برادر خود پيوسته بود وَ لا حامٍ و نه حمايتكننده ظهر خود را وَ لكِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا و ليكن آنها كه كافر شدند چون عمر بن لحى و اتباع او يَفْتَرُونَ افترا مىكنند و مىبندند عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ بر خداى دروغ را كه تحريم اينها به دو نسبت مىكنند وَ أَكْثَرُهُمْ و بيشتر كافران لا يَعْقِلُونَ نمىدانند حلال و حرام را در تحليل آن عقل را كار نمىفرمايند بلكه بتقليد گذشتگان راه مىروند وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ و چون گويند مر ايشان را كه اى سرگشتگان تَعالَوْا بيائيد إِلى ما أَنْزَلَ اللَّهُ بهآنچه خداى فرستاده است از حكم حلال و حرام وَ إِلَى الرَّسُولِ و بيائيد برسول ص كه بيانكننده آن حكمست قالُوا حَسْبُنا گويند بسست ما را ما وَجَدْنا عَلَيْهِ آباءَنا آنچه يافتهايم پدران خود را بر آن أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ آيا تقليد مىكنند و اگرچه باشند پدران ايشان لا يَعْلَمُونَ شَيْئاً نمىدانند چيزى را وَ لا يَهْتَدُونَ و نمىيابند راه را يعنى ايشان جاهل و گمراه بودهاند تقليد ايشان نافع نيست بلكه تقليد عالم و راهنما مىبايد كرد تا كار كسى بتحقيق انجامد موافق اين نظمست نظم از مقلد تا محقق فرقهاست * اين يكى كوه است و آن ديگر صد است منبع گفتار اين سوزى بود * و آن مقلد كهنهآموزى بود دست در بينا زنى آئى به راه * دست در كورى زنى افتى به چاه يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اى گروه گرويدگان عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ بر شما باد محافظت نفسهاى شما و التزام اصلاح آن لا يَضُرُّكُمْ زيان نرساند شما را مَنْ ضَلَّ بىراهى آنكس كه گمراه شد إِذَا اهْتَدَيْتُمْ چون شما راه يافته باشيد و از جمله اهتدا آنست كه نهى منكر كنيد بحسب طاقت خود و نگوئيد كه ضلال ديگرى مرا زيان ندارد بيت اگر بينى كه نابينا و چاه است * اگر خاموش بنشينى گناهست اين آيه وقتى فرود آمد كه مؤمنان حسرت مىخوردند بر كافران و تمناى ايمان ايشان مىكردند آوردهاند كه حق سبحانه تعالى فرمود كه شما خود را نگاه داريد كه از گمراهى كافران مؤمنان مهتدى را ضرر نيست إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعاً بسوى خداست بازگشت همه شما فَيُنَبِّئُكُمْ پس خبر خواهد كرد شما را بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ بهآنچه بوديد كه عمل مىكرديد آوردهاند تميم دارى رض و عدى رض بن مالك رض كه از انصار بودند به تجارت عزيمت شام كردند و مسلمانى بديل رض نام كه مولاى عمرو رض بن عاص بود بديشان همراه شد چون بولايت شام رسيدند بديل رض بيمار شد آنچه با خود داشت از نقود و امتعه بر صحيفه ثبت كرده در ميان رخوت مختفى ساخته و مرض وى اشتداد يافت تميم رض و عدى رض را وصيت نمود كه تركه او باهل او رسانند ايشان بعد از وفات او رخوت او را به حوزه تصرف درآورده و انائى از نقره كه بزر منقش ساخته بودند و سه صد مثقال نقره در آنجا بود از ميان امتعه وى برداشتند و باقى را به مدينه آورده تسليم اهل وى كردند ورثه او در ميان آن صحيفه بديل رض را كه مشتمل بر تفصيل رخوت وى بود يافتند و چون انائى مذكور در ميان آن يافته نشد رجوع به تميم و عدى كردند ايشان انكار نمودند و به مرافعه بمجلس معلاى حضرت رسالتپناه ص آمدند اين آيت آمد .