كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
255
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
أَ فَلا يَتُوبُونَ آيا رجوع نمىكنند إِلَى اللَّهِ به خدا از قول تثليث وَ يَسْتَغْفِرُونَهُ و آمرزش نمىخواهند ازو به اعتقاد توحيد استفهامست بمعنى امر يعنى بايد كه توبه و استغفار كنند وَ اللَّهُ غَفُورٌ و خدا آمرزنده تائبان است رَحِيمٌ مهربان است بر مستغفران مَا الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ نيست مسيح ع ابن مريم كه ايشان او را خدا مىگويند إِلَّا رَسُولٌ مگر فرستاده از خدا قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ به درستى كه گذشتهاند پيش ازو فرستادگان خدا و او را معجزات داده است چنانچه ايشان را نيز عطا كرده است پس اگر مرده بدم عيسى عليه السلام زنده شد عصا نيز در دست موسى عليه السلام اژدها گشت و آن عجيبتر است و اگر عيسى عليه السلام بىپدر مخلوق شد آدم عليه السلام بىپدر و مادر موجود گشت و آن غريبتر است پس آيات انبياء عليهم السلام ايشان را از عبوديت بيرون نمىبرد و در الوهيت داخل نمىسازد وَ أُمُّهُ صِدِّيقَةٌ و مادر او يعنى مريم ع بسيار صدقگو بود يعنى تصديق آيات ربانى بسيار مىنمود كما قال اللّه تعالى و صدقت بكلمات ربها و كتبه و كانت من القانتين كانا يَأْكُلانِ الطَّعامَ بودند پسر و مادر كه طعام مىخوردند و چون سائر حيوانات محتاج غذا بودند و با وجود احتياج صفت ربوبيت بر ايشان اطلاق نتوان كرد انْظُرْ كَيْفَ بنگر كه چگونه نُبَيِّنُ لَهُمُ الْآياتِ بيان مىكنيم براى ايشان دلائل توحيد ثُمَّ انْظُرْ پس باز بنگر در حال ايشان كه أَنَّى يُؤْفَكُونَ چگونه برمىگردانند ايشان را از دريافتن و پذيرفتن حق قُلْ بگو اى محمد ص ترسايان را أَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ آيا مىپرستيد بدون خدا ما لا يَمْلِكُ لَكُمْ آن را كه بذات خود مالك نيست براى شما ضَرًّا وَ لا نَفْعاً نه زيان و نه سود را يعنى عيسى ع تصرف آن نداشت كه مثل خدا برساند زيانى از بلا و عنا يا عطا كند سودى از صحت و غنا وَ اللَّهُ و خدا كه معبود به حق است هُوَ السَّمِيعُ اوست شنوا اقوال باطله شما الْعَلِيمُ دانا به عقايد فاسده شما قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ بگو اى محمد ص كه اى اهل كتاب از يهود و نصارى لا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ غلو مكنيد در دين خود غَيْرَ الْحَقِّ غلوى كه ناحق باشد مراد مبالغه غلو يهود است در مذمت عيسى عليه السلام و افراط نصارى در مدح او وَ لا تَتَّبِعُوا و پيروى مكنيد أَهْواءَ قَوْمٍ هواهاى قومى را از اسلاف خود كه بجهل قَدْ ضَلُّوا مِنْ قَبْلُ گمراه شدند پيش ازين يعنى قبل از بعثت پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم وَ أَضَلُّوا كَثِيراً و بعناد گمراه ساختند بسيارى را وَ ضَلُّوا و ثابت بودند بر ضلالت و گمراهى خود عَنْ سَواءِ السَّبِيلِ از طريق راست بعد از بعثت آن حضرت لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَ لعنت كرده شدند كافران از فرزندان يعقوب ع يعنى جهودان عَلى لِسانِ داوُدَ بر زبان داود عليه السلام كه اهل ايله را نفرين كرد و گفت اللهم العنهم وَ عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ و بر زبان عيسى عليه السلام نيز كه اصحاب مائده را نيز همين گفت ذلِكَ اين لعن مر ايشان را بِما عَصَوْا وَ كانُوا يَعْتَدُونَ به سبب آن بود كه نافرمانى كردند و بودند كه از حد درمىگذشتند .