كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

246

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

وَ مِنْهاجاً و راهى روشن شريعت آنست كه منصوص عليه باشد در كتاب و منهاج آنكه ثابت شود بحديث پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ و اگر خواستى خدا لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً واحِدَةً هر آئينه مىساخت شما را يك امت متفق بر يك ملّت وَ لكِنْ لِيَبْلُوَكُمْ و ليكن مىآزمايد شما را فِي ما آتاكُمْ در آنچه شما را داده است از شرائع مختلفه مناسب هر عصرى و زمانى تا مطيع از عاصى متميز شود فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ پس بشتابيد و پيشى گيريد بسوى خيرات كه اتباع شريعت است إِلَى اللَّهِ بسوى خداست مَرْجِعُكُمْ جَمِيعاً بازگشت همه شما فَيُنَبِّئُكُمْ پس خبر خواهد كرد شما را در وقت جزا دادن بِما كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ به‌آنچه هستيد كه درو اختلاف مىكنيد از امور دين و شريعت وَ أَنِ احْكُمْ و ديگر فرستاديم به تو آنكه حكم كن بَيْنَهُمْ ميان اهل كتاب بِما أَنْزَلَ اللَّهُ به‌آنچه خدا فروفرستاده به تو سبب نزول آيت آن بود كه بعضى از احبار يهود با يكديگر از روى مكر و تزوير تدبير كردند كه بيائيد تا برويم نزد محمد مصطفى شايد كه او را از راه ببريم و به شعبده و نيرنگ فريب دهيم پس بيامدند و گفتند اى محمد ص دانسته كه ما از اشراف قوم و دانايان ايشانيم و چون ما متابعت تو كنيم اراذل و افاضل يهود در تصديق ما به تو اقتدا كنند اكنون ميان ما و قوم ما در دماء انواع خصومتهاست و ترا حكم مىسازيم اگر در قصاص چنان حكم كنى كه رضاى ماست دين ترا مسلم داريم حق سبحانه و تعالى رسول ص خود را خبر داد و از قبول ملتمس ايشان تحذير فرمود و گفت حكم كن بفرستاده خدا وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ و پيروى آرزوهاى ايشان مكن وَ احْذَرْهُمْ أَنْ يَفْتِنُوكَ و حذر كن از ايشان از آنكه ترا بگردانند عَنْ بَعْضِ ما أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكَ از بعضى آنچه خدا بسوى تو فرستاده است فَإِنْ تَوَلَّوْا پس اگر برگردند و اعراض كنند از حكم منزل فَاعْلَمْ أَنَّما يُرِيدُ اللَّهُ پس بدانكه اعراض ايشان از ان جهتست كه مىخواهد خدا أَنْ يُصِيبَهُمْ بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ آنكه برساند بديشان عقوبتهاى به برخى از گناهان ايشان در دنيا و به باقى در عقبى وَ إِنَّ كَثِيراً مِنَ النَّاسِ لَفاسِقُونَ به درستى كه بسيارى از يهود فاسقانند بعد از نزول اين آيت جهودان گفتند لا نرضى بحكمك آيت آمد كه أَ فَحُكْمَ الْجاهِلِيَّةِ آيا حكم جاهليت را يَبْغُونَ مىطلبند در حدّ زنا و قصاص چون به حكم توريت و قرآن راضى نمىشوند وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ و كيست نيكوتر از خدا حُكْماً از جهت حكم لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ براى قومى كه تدبّر مىكنند از روى يقين و مىدانند كه احسن احكام حكم اوست آورده‌اند كه عبادة بن صامت رض با ابن ابىّ در مجلس حضرت رسالت‌پناه ص مخاصمه كردند عباده رض گفت مرا از طوايف . يهود دوستانند كه در نوائب بمدد زن و مرد ايشان مستظهر توانم بود امروز به دوستى خدا و رسول از همه تبرا كردم و مرا دوستى خدا و رسول بس است عبد اللّه بن ابى گفت كه من از دوائر روزگار و حوادث ليل و نهار مىترسم و از مظاهرت و معاونت يهود كه حلفاء من‌اند گزير ندارم آيت آمد كه .