كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
212
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اى كسانى كه ايمان آوردهايد خطاب با مسلمانان است يا منافقان يا مؤمنان اهل كتاب كه مىگفتند يا رسول اللّه ايمان داريم به تو و به قرآن و موسى ع و عزير ع و زبور و توريت و ديگر به هيچ كتاب و پيغمبر ايمان نداريم و گويند خطاب با كافران است نيز مىشايد كه مسلمانان را مىگويد اى كسانى كه ايمان آوردهايد بدل و زبان آمَنُوا ثابت باشيد بر ايمان خود و منافقان را مىفرمايد كه ايمان آوردهايد به زبان ايمان آريد بدل و مؤمنان اهل كتاب را مىگويد ايمان آوردهايد ببعضى از كتب و رسل ايمان آريد به تمامى آنها و كافران را مىگويد كه ايمان آوردهايد بلات و عزى ايمان آريد بِاللَّهِ به خدا وَ رَسُولِهِ و بفرستاده او كه محمدست ص وَ الْكِتابِ الَّذِي نَزَّلَ و به آن كتابى كه خدا فرستاده عَلى رَسُولِهِ بر پيغمبر خود يعنى قرآن وَ الْكِتابِ الَّذِي أَنْزَلَ و آن كتابها نيز كه فرستاد مِنْ قَبْلُ پيش از قرآن محققان مىگويند اى آن كسانى كه ايمان آوردهايد از حيثيّت برهان ايمان آريد بر سبيل كشف و عيان يا ايمان آوردهايد از روى تصديق ايمان آريد بطريق تحقيق و از حضرت ولايتمآب خواجه بهاء الدين نقشبند قدس سره منقولست كه فرمودند يا ايها الذين آمنوا اشارتست بهآنكه در هر طرفة العين نفى اين وجود بشرى مىبايد كرد و اثبات واجب الوجود جل ذكره مىبايد نمود وجودك ذنب لا يقاس به ذنب از حضرت سيد الطائفه جنيد قدس سره منقولست كه فرمودهاند در معنى يا أَيُّهَا الَّذِينَ كه پنجاه سالست كه در ايمان آوردنم و در ايمان تازه كردنم و هنوز در آنم مثنوى دمى بىحق زدن محض گناه است * به خود مشغول گشتن كفر راه است ترا هر دم كشد پندار هستى * سوى ظلمت سراى خودپرستى خودى كفر است نفى خويش كن زود * كه جز حق در حقيقت نيست موجود وَ مَنْ يَكْفُرْ بِاللَّهِ و هر كه كافر شود به خداى وَ مَلائِكَتِهِ و به فرشتگان او وَ كُتُبِهِ و به كتابهاى او وَ رُسُلِهِ و به فرستادگان او وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ و بروز رستخيز فَقَدْ ضَلَّ پس به درستى كه گمراه شد ضَلالًا بَعِيداً گمراهشدنى در غايت دورى از مقصد و در نهايت بعد از مقصود إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا به درستى كه آنان كه ايمان آوردهاند بموسى يعنى يهود ثُمَّ كَفَرُوا پس كافر شدند به پرستيدن گوساله ثُمَّ آمَنُوا پس باز ايمان آوردند و توبه كردند ثُمَّ كَفَرُوا پس كافر شدند بعيسى عليه السّلام و قصد قتل او كردند ثُمَّ ازْدادُوا كُفْراً پس بفزودند و زياده كردند كفر را بانكار محمد ص و حسد برد لَمْ يَكُنِ اللَّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ نيست آنكه خدا بيامرزد ايشان را چه اعتبار هر كار بخاتمه آن است خدا دانسته كه خواتم امور ايشان بكفر و طغيان است وَ لا لِيَهْدِيَهُمْ سَبِيلًا و نيست كه راه نمايد ايشان را راهى كه به حق باشد .