كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
196
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
مَنْ يَشْفَعْ هر كه درخواست كند شَفاعَةً حَسَنَةً درخواست نيكو كه حقى بدان ثابت شود و نفعى به كسى رسد و ضررى از كسى مندفع گردد يَكُنْ لَهُ باشد مر آن شفيع را نَصِيبٌ مِنْها بهره از ثواب آن وَ مَنْ يَشْفَعْ و هر كه در خواهد شَفاعَةً سَيِّئَةً درخواست بد كه بدان حقى از حقوق فوت شود و ضررى به كسى رسد و خيرى باز دارد يَكُنْ لَهُ كِفْلٌ مِنْها باشد مر او را نصيبى از و بال آن وَ كانَ اللَّهُ و هست خدا عَلى كُلِّ شَيْءٍ مُقِيتاً بر همه چيزها توانا و صاحب قدرت يا نگهبان همه چيز يا گواه همه چيز وَ إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ و چون تحيت داده شويد بسلام فَحَيُّوا پس شما نيز تحيتكنندهء خود را تحيّت گوئيد بِأَحْسَنَ مِنْها به نيكوتر از آن تحيّت اگر او گويد السلام عليكم شما در جواب گوئيد و عليكم السّلام و رحمة اللّه و اگر او سلام با رحمت جمع كند شما در جواب او و بركاته زيادت كنيد أَوْ رُدُّوها يا همان تحيت را بازگردانيد يعنى در جواب السلام عليك بگوئيد و و عليك السلام اين مقدار فرض است و آنچه اول گفته شد سنت است فضل شرائط سلام و جواب و آداب آن در جواهر التفسير از روى تفصيل مذكورست و بعضى برآنند كه اگر مسلّم مسلم باشد جواب باحسن وجوه بايد گفت و اگر غير مسلم بود بر ورد بايد كرد بلفظ و عليك إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ حَسِيباً به درستى كه خدا هست بر همه چيزها حسابكننده پس شما را به تحيت و جواب آن حساب خواهد كرد اللَّهُ خداست كه بىشبه لا إِلهَ إِلَّا هُوَ هيچ معبودى سزاى پرستش نيست مگر او لَيَجْمَعَنَّكُمْ به خدا سوگند كه جمع خواهد كرد شما را در قبور إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ تا روز قيامت كه برانگيزد لا رَيْبَ فِيهِ هيچ شكى نيست در ان روز يا در جمع آن وَ مَنْ أَصْدَقُ و كيست صادقتر مِنَ اللَّهِ حَدِيثاً از خداى تعالى يعنى نيست از وى راستگوتر از جهت قول و وعده يعنى كذب را در سخن و وعده حق راه نيست زيرا كه آن نقص است و خدا از نقص مبرا است آوردهاند كه قومى از مكه هجرت كردند و در اثناى طريق پشيمان شده بازگشتند و به پيغمبر ع پيغام و اسلام خويش به مدينه فرستادند مسلمانان را در باب ايشان اختلاف افتاد و جمعى بايمان ايشان قائل بودند و بعضى بنفاق ايشان حكم مىفرمودند آيت آمد كه فَما لَكُمْ پس چيست مر شما را فِي الْمُنافِقِينَ در شان منافقان كه متفرق شدهاند فِئَتَيْنِ به دو فرقه و جمعى برآنند كه بعضى از مهاجران ناخوشى هواى مدينه را بهانه ساخته از حضرت رسالتپناه ص اجازت اقامت به باديه نمودند و از مدينه بيرون رفته به مشركان مكه به پيوستند و صحابه رض را در اسلام ايشان تردد پديد آمد اين آيت نازل شد كه شما چرا دو گروه شديد و بر كفر ايشان اتفاق نمىكنيد وَ اللَّهُ أَرْكَسَهُمْ و حال آنست كه خدا رو كرد ايشان را النصف به حكم كفر از قتل و سبى بِما كَسَبُوا به آنچه عمل كردند و روى از مؤمنان برتافته رجوع به كافران نمودند أَ تُرِيدُونَ أَنْ تَهْدُوا آيا مىخواهيد كه راه نمائيد مَنْ أَضَلَّ اللَّهُ آن را كه گمراه ساخت است خدا وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ و هرك را خداى تعالى گمراه گرداند فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِيلًا پس نيابى تو مر او را راهى به حق