كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
19
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
وَ ضُرِبَتْ و زده شد يعنى لازم گشت عَلَيْهِمُ بر ايشان به جزاى كفران نعمت و عدم رضا به قسمت الذِّلَّةُ خوارى و فرومايگى به جزيه دادن وَ الْمَسْكَنَةُ و ديگر بر ايشان وضع كرده شد درويشى و بيچارگى كه هر چند توانگر باشند در روزى خود محتاجى و بىنوائى بخلق نمايند وَ باؤُ و بازگشتند بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ به خشمى از خدا يعنى سزاوار خشم خداى شدند ذلِكَ اين خوارى و بيچارگى و خشم خداى مر ايشان را بِأَنَّهُمْ به آن بود كه ايشان كانُوا يَكْفُرُونَ بودند كه كافر مىشدند بِآياتِ اللَّهِ به آيتهاى توريت وَ يَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ و مىكشتند پيغمبران را چون زكريا ع و يحيى ع و شعيب ع بِغَيْرِ الْحَقِّ به ناحق و ناواجب يعنى بزعم ايشان نيز چيزى كه موجب قتل باشد از انبياء صادر نشده بود ذلِكَ آن كفر و قتل ايشان بِما عَصَوْا بر آن بود كه عاصى شدند در فرمان خداى تعالى وَ كانُوا يَعْتَدُونَ و بودند كه از حد و رمى گذشتند و تجاوز از حد فرمان او مىكردند به كثرت عصيان يعنى هر چند معصيت بيشتر كنند زنگ بر آئينه دل بيشتر مىنشيند مثنوى هر گناه زنگيست بر مرآة دل * دل شود زين زنگها خوار و خجل چون زيادت گشت دل را تيرگى * نفس دون را بيش گرد و خيرگى إِنَّ الَّذِينَ به درستى كه آنان كه از روى نفاق آمَنُوا گرويدند يعنى همين به زبان اقرار كردند وَ الَّذِينَ هادُوا و آنان كه به يهوديت درآمدند وَ النَّصارى و ترسايان وَ الصَّابِئِينَ و آنها كه از دينى بدينى گرايندگانند يعنى از هر دينى چيزى كه خوش مىآمد اخذ مىكردند يا ملائكه مىپرستيدند و زبور مىخواندند و روى به كعبه آورده نماز مىگذاردند - و گفتهاند صابيان زنادقهاند يا ستارهپرستان مَنْ آمَنَ هر كه ايمان آرد باخلاص تمام ازين طوائف بِاللَّهِ به خدا و صفات سلبى و ثبوتى او وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ و بروز قيامت و متعلقات آن وَ عَمِلَ صالِحاً و بكند عملى شايسته فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ پس مر ايشان راست مزد كار ايشان عِنْدَ رَبِّهِمْ نزد پروردگار ايشان وَ لا خَوْفٌ و ترسى نهباشد عَلَيْهِمْ بر ايشان در روز حشر وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ و نهباشد كه اندوهگين شوند در وقت مجازات وَ إِذْ أَخَذْنا * و ياد كنيد آن را كه فرا گرفتيم از شما مِيثاقَكُمْ پيمان شما را بمتابعت موسى و عمل به احكام توريت وَ رَفَعْنا و برداشتيم فَوْقَكُمُ الطُّورَ بر زبر سر شما كوه را تا پيمان بستيد - بنى اسرائيل بعد از نزول توريت آغاز تمرّد نهادند و گفتند احكام اين كلام بهغايت دشوارست ما گردن نمىنهيم حق تعالى كوهى را از كوههاى فلسطين كه آن را طور گفتندى و در تفسير قرطبى آمده كه آن كوه منسوب بود بطور بن اسماعيل حق تعالى فرمان داد ص تا بر زبر سر ايشان بايستاد و در پيش روى ايشان آتشى افروخت و در عقب درياى زخار پديد آمد و چون گريزگاهى نديدند به روى درافتاده متحير شدند و حق تعالى گفت خُذُوا ما آتَيْناكُمْ فرا گيريد از آنچه عطا داديم شما را از احكام شرعى بِقُوَّةٍ بجد تمام و جهدى قوى وَ اذْكُرُوا ياد گيريد و يا پيوسته ياد كنيد ما فِيهِ آنچه درو است از ثواب و عقاب لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ باشد كه شما بپرهيزيد از ناشايستها