كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

164

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ و مدهيد به سفيهان و كم‌خردان أَمْوالَكُمُ مالهاى خود را خطاب به اولياى نسوان و ايتامست و اضافت مال بديشان جهت تصرف ايشانست در ان به حق ولايت الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ و آن مالهاى كه گردانيده است خدا لَكُمْ قِياماً براى شما سبب قوام معيشت دنيا و رابطه انتظام امور دين چون حج و جهاد و زكات و صدقه و نفقات و ضيافات و تمهيد قواعد خيرات وَ ارْزُقُوهُمْ و بهره دهيد سفها را يعنى وظيفه مقرر كنيد فِيها در آن مالهاى به قدر كفاف ايشان وَ اكْسُوهُمْ و بپوشانيد و جامه دهيد ايشان را به قدر حال ايشان وَ قُولُوا لَهُمْ و بگوئيد بعد از منع مال مر ايشان را قَوْلًا مَعْرُوفاً سخنى نيكو و پسنديده مثلا اگر يتيم باشد گوئيد اين مال از آن تو است و من خزينه‌دار توام و بوقت بلوغ تسليم تو خواهم كرد و زنان را نيز وعده كنيد كه دل ايشان را خوش سازد وَ ابْتَلُوا الْيَتامى و بيازمائيد يتيمان را اگر مردانند بعقل و تميز و صيانت اموال و دقائق بيع و شراء و اگر زنانند بغزل و نسج و ترتيب امور خانه حَتَّى إِذا بَلَغُوا النِّكاحَ تا آنگاه كه برسند به حد نكاح و اين كنايت از بلوغ است فَإِنْ آنَسْتُمْ پس اگر ديديد و دريافتيد بعد از بلوغ مِنْهُمْ رُشْداً از ايشان سلوك راه راست يعنى صلاح دين و اصلاح مال فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ پس بدهيد بديشان أَمْوالَهُمْ مالهاى ايشان را كه در دست شما بوده وَ لا تَأْكُلُوها و مخوريد اى اوصيا و اوليا مالهاى يتيمان را و تلف مكنيد إِسْرافاً از روى گزاف و مجاوزت از حد يعنى زياده از آنكه قاضى فرض كرده باشد وَ بِداراً و ديگر اتلاف مكنيد در اموال ايشان از راه شتافتن و بيشى گرفتن أَنْ يَكْبَرُوا از ترس آن كه بزرگ شوند يعنى مشتابيد در خوردن مال يتيمان از خوف آنكه ناگاه بزرگ شوند و مال از شما بازستانند وَ مَنْ كانَ غَنِيًّا و هر كه باشد از اوصيا و اولياى يتيم كه مال در دست اوست توانگر فَلْيَسْتَعْفِفْ پس بايد كه از مال يتيم دست بازدارد و عفت و خويشتن‌دارى بجا آرد وَ مَنْ كانَ و هر كه باشد از آن جماعت كه مال يتيم در دست ايشانست فَقِيراً درويش و محتاج فَلْيَأْكُلْ پس بايد كه بخورد از مال يتيم بِالْمَعْرُوفِ به نيكوئى يعنى به قدر حاجت از طعام و لباس به مقدارى كه اجرت سعى اوست فَإِذا دَفَعْتُمْ پس چون باز دهيد و بازگذاريد إِلَيْهِمْ أَمْوالَهُمْ به يتيمان مالهاى ايشان فَأَشْهِدُوا عَلَيْهِمْ پس گواه گيريد باقرار ايشان بقبض مال تا در ميان شما جدال و خصومت پديد نيايد وَ كَفى بِاللَّهِ و بسنده است خدا حَسِيباً گواه بندگان يا جزادهنده بر اعمال ايشان يا حساب‌كنندهء همه در روز جزا آورده‌اند كه عادت عرب در جاهليّت چنان بوده كه زنان را مطلقا و مردمان خردسال را ميراث نمىدادند و مىگفتند كه مال كسى را بود كه با دشمن قتال تواند كرد و بطعن نيزه و بضرب شمشير غنيمت‌ها در حوزه تصرف تواند آورد چون حضرت رسالت‌پناه عليه السلام به مدينه هجرت فرمود طريقه ميراث بر همين قانون مستمر بود تا روزىام كجنه بجناب نبوت‌مآب ص آمد و گفت كه اوس بن صامت رض دعوت حق را لبيك اجابت گفته و من ازو سه دختر دارم و مال بسيار گذاشته و ابناى عم او به حيطه تصرف درآورده‌اند و مرا و صغيران را محروم و بينوا گذاشته حضرت رسالت‌پناه عليه السلام ايشان را طلبيد و صورت ماجرا بحضور ايشان بارزاند ايشان همان قانون جاهليت از پيش آورده خواستند كه طريق بيداد آبا و اجداد را رونق دهند آيت آمد كه -