كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

140

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

وَ اتَّقُوا النَّارَ و بترسيد از آتش يعنى پرهيز كنيد از عملى كه رساند شما را به آتش الَّتِي آن آتشى كه أُعِدَّتْ لِلْكافِرِينَ آماده كرده شده است مر كافران را و غير ايشان را بالذات از براى كفارست و بالعرض از براى عاصيان تباه‌كار يا كافران را نار تعذيبست و مؤمن را نار تاديب وَ أَطِيعُوا اللَّهَ و فرمان بريد خدا را در آنچه حكم كند وَ الرَّسُولَ و اطاعت كنيد رسول ص او را در آنچه فرمايد لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ باشد كه شما رحم كرده شويد و در عذاب نيفتيد وَ سارِعُوا و بشتابيد إِلى مَغْفِرَةٍ به آن چيزى كه سبب آمرزش باشد بشما مِنْ رَبِّكُمْ از پروردگار شما اقامت لازم در مقام ملزوم جهت تشويق بندگان است بموجبات مغفرت و آن كلمه شهادتست يا اداى فرائض يا تكبير اوّل كه به جماعت دريابند يا صف اوّل از جماعت يا اخلاص يا هجرت قبل از فتح مكه يا متابعت سنت يا استغفار يا جهاد و مقتضاى مقام خود اينست چه اين آيت در خلال قصّه احد نازل شده و محققان گويند اين مسارعت بقدم گل نيست بلكه بقدم دلست بيت اين راه به‌پاى تن به پايان نرسد * تا جان نزند قدم به جانان نرسد و در بحر الحقائق آورده كه بشتابيد درين راه بقدم تقوى كه تزكيه نفسست از اخلاق حيوانى كه جز بدين قدم بمقام قرب و جنّت وصال رسيدن محال است ابيات بگذار ره هواپرستى * رو آر سوى خداپرستى در راه محبتش روان شو * بگذر ز ره جفاپرستى وَ جَنَّةٍ و بشتابيد بعملى كه برساند شما را به بهشتى كه از روى عظمت عَرْضُهَا السَّماواتُ پهناى آن آسمانهاست يعنى مانند آسمانها وَ الْأَرْضُ و زمين‌ها صفت عرض بهشت كرد جهت آنكه وصف طول او در فهم بشر نگنجد و در تفسير كبير گويد اگر آسمانها و زمينها را طبق طبق سازند به حيثيتى كه هر يك ازين طبقات سطحى باشد مؤلّف اجزاى لا يتجزى و موصّل گردانند اين طبقات را با يكديگر تا همه طبقى واحد شوند عرض بهشت اين مقدار تواند بود أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ آماده كرده شده چنين بهشتى براى پرهيزگاران از شرك الَّذِينَ يُنْفِقُونَ آنان كه نفقه مىكنند فِي السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ در آسانى و در سختى مراد همه احوالست چه انسان به هيچ‌وجهى خالى از مضرتى يا مسرتى نيست يعنى به همه حال نفقه مىكنند و گفته‌اند منفق‌اند در توانگرى و درويشى يا در صحت و مرض يا در گرانى و ارزانى وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ و فروخورندگانند خشم را با وجود قدرت آورده‌اند كه كسى امام اعظم رح را طپانچه زد امام فرمود كه من هم مىتوانم كه ترا طپانچه زنم ليكن نزنم و قادرم بر آنكه با خليفه از تو شكايت كنم اما نكنم و مىتوانم كه در سحرگاه از جفاى تو به حضرت إله بنالم ولى ننالم و ميسرم مىشود كه به قامت كمر خصومت بربندم و داد خود از تو بستانم و ان نيز نكنم و اگر مرا فردا رستگارى باشد و شفاعت من در پذيرند بىتو قدم در بهشت ننهم بيت مردى گمان مبر كه به زورست و پردلى * با خشم اگر برآئى دانم كه كاملى وَ الْعافِينَ و عفوكنندگان‌اند عَنِ النَّاسِ از درم خريدگان از بندگان و يا از كسى كه بر ايشان ستم كرده باشد وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ و خدا دوست دارد نيكوكاران را و بهترين اقسام احسان آنست كه نيكوئى كنند بجاى جمعى كه با ايشان بدى كرده باشند در تيسير آورده كه روزى حسين ابن على رض با جمعى مهمانان بر سر خوانى نشسته بود خادمش با كاسه آش گرم بمجلس درآمد و از غايت دهشت پايش به حاشيه بساط درآمد كاسه بر سر امام حسين رض افتاد و بشكست و آش بر سر مباركش فروريخت امام حسين ع از روى تاديب از راه تعذيب درو نگريست بر زبان خادم جارى شد كه و الكاظمين الغيظ امام فرمود كه خشم فروخوردم خادم گفت و العافين عن الناس فرمود كه عفو كردم خادم تتمه آيت برخواند كه وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ امام حسين رض جواب داد كه از مال خودت آزاد كردم مثنوى بدى را مكافات كردن بدى * بر اهل صورت بود بخردى بمعنى كسانى كه پى برده‌اند * بدى ديده و نكو كرده‌اند .