كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
138
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
إِذْ هَمَّتْ طائِفَتانِ مِنْكُمْ چون قصد كردند دو گروه از شما كه مسلمانانند بنو حارثه از اوس و بنو سلمه از خزرج أَنْ تَفْشَلا آنكه بددلى كنند و بازگردند بهوقتى كه ابن ابىّ بازگشت وَ اللَّهُ و او حالست يعنى چگونه گريزند و بازگردند و حال آنكه خدا وَلِيُّهُما يار و نگهدار اين دو گروه بود وَ عَلَى اللَّهِ و بر خدا نه بر غير او فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ بايد كه توكل كنند گرويدگان تا ايشان را نصرت دهد وَ لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ و به درستى كه خدا نصرت داد شما را بِبَدْرٍ بموضعى كه آن را بدر گويند و آن چاهيست منسوب ببدر بن كلده وَ أَنْتُمْ أَذِلَّةٌ و حال آنكه شما بوديد خوار در چشم دشمنان يعنى اندك مىنموديد و ايشان از حرب شما حسابى نه داشتند فَاتَّقُوا اللَّهَ پس بترسيد از خدا و به كثرت مشركان و بازگشتن منافقان بددل مشويد لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ شايد كه توفيق يابيد و شكر گوئيد تا نعمت نصرت بر شما زياده گردد پس از نصرت مؤمنان در حرب بدر خبر مىدهد و مىگويد كه ياد كن آن وقت را إِذْ تَقُولُ چون مىگفتى لِلْمُؤْمِنِينَ مر آن گرويدگان را وقتى كه درمانده بودند أَ لَنْ يَكْفِيَكُمْ آيا هرگز كفايت نمىكند و بسنده نيست أَنْ يُمِدَّكُمْ رَبُّكُمْ آنكه مددگارى كند پروردگار شما شما را بِثَلاثَةِ آلافٍ بسه هزار سوار مِنَ الْمَلائِكَةِ مُنْزَلِينَ از فرشتگان فروفرستادگان از عالم بالا و بعضى برآنند كه وعدهء نزول اين سه هزار فرشته در روز احد بوده به شرط صبر و تقوى چنانچه مىفرمايد بَلى ايجابست بعد از نفى يعنى مددگارى نمايد إِنْ تَصْبِرُوا اگر صبر كنيد در جنگ دشمن وَ تَتَّقُوا و بپرهيزيد از مخالفت قول پيغمبر عليه الصلاة و السلام كه در باب حرب گويد و اشهر بلكه اصح آنست كه صدر رسل روز بدر از حق سبحانه مدد طلبيد خداى تعالى فرشتگان فرستاد اوّل هزار فرشته پس از آن بسه هزار رسيد و آخر به پنج هزار چنانچه فرمود وَ يَأْتُوكُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ و بيايند بشما دشمنان شما از خشمناكى كه مر ايشان راست يا بر فور بيايند و هيچ درنگ نكنند هذا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُمْ اينست كه مددگارى مىكند شما را آفريدگار شما بِخَمْسَةِ آلافٍ به پنج هزار سوار مِنَ الْمَلائِكَةِ از فرشتگان مُسَوِّمِينَ نشانكنندگان مر اسپان خود را و اين عادت مستمره است ميان مبارزان كه روز حرب علامت بر خود يا بر مركب خود بندند و نشان ملائكه در آن روز آن بود كه صوف سرخ بر پيشانى و اذناب اسپان بسته بودند يا خود را نشان كرده بودند به عمامههاى سفيد و طرّهاى آن از ميان دو كتف فروگذاشته وَ ما جَعَلَهُ اللَّهُ و نگردانيد خدا آن امداد يا انزال يا آن عدد إِلَّا بُشْرى لَكُمْ مگر مژدگانى مر شما را به زودى فتح وَ لِتَطْمَئِنَّ و براى آنكه تا بيارامد قُلُوبُكُمْ بِهِ دلهاى شما بوعده نصرت وَ مَا النَّصْرُ و نيست يارى دادن إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مگر از نزديك خدا الْعَزِيزِ غالبى كه مغلوب نشود الْحَكِيمِ حاكمى كه نصرت و خذلان او بر مقتضاى حكمت باشد .