كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

134

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ هستيد شما بهترين گروهى كه از خلوتخانه غيب أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ بيرون آورده شده است از براى مردمان قولى آنست كه بوديد شما بهترين امتى در سابق علم يا در لوح محفوظ يا در كتب انبياء ع يا در روز ميثاق كه در جواب ا لست بربكم مسارعت نموديد و خيريت اين امت به جهت آنست كه در سلك خدمت حضرت ع منتظم‌اند شعر لما دعا اللّه داعينا لطاعته باكرم الرسل كنا اكرم الامم بيت چون خدا پيغمبر ما را به رحمت خوانده است * افضل پيغمبران او گشته ما خير الامم و گفته‌اند خيريت اين امت درين سه صفتست كه ياد مىكنيد تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ مىفرمائيد بمعروف و آن چيزيست كه شرع آن را مستحسن دارد وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ و نهى مىكنيد از منكر و آن چيزى بود كه شارع آن را مستقبح شمارد وَ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ و مىگرويد از روى تحقيق به خدا و ايمان به خدا متضمن آنست كه ايمان داشته باشند بهر چه ايمان بدان لازم است چه ايمان به خدا وقتى متحقق شود كه بهر چه فرموده كه ايمان آريد به او ايمان آورده باشند وَ لَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتابِ و اگر ايمان آرند و تصديق كنند علماء بنى اسرائيل آن را كه به پيغمبر آخر الزمان فرود آمده يعنى قرآن لَكانَ خَيْراً لَهُمْ هرآئينه باشد آن ايمان و تصديق بهتر مر ايشان را از كفر و انكار مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ بعضى از ايشان گرويدگانند يعنى ابن سلام و اصحاب رض او وَ أَكْثَرُهُمُ الْفاسِقُونَ و بيشتر ايشان بيرون‌رفتگانند از دائره دين لَنْ يَضُرُّوكُمْ بشما ضرر نتوانند رسانيد إِلَّا أَذىً مگر اندك رنجى كه شما را بكفر دعوت كنند يا بهتانى بر مسلمانى بندند يا اهل ايمان را بقتال خود بترسانند وَ إِنْ يُقاتِلُوكُمْ و اگر كارزار كنند با شما يُوَلُّوكُمُ الْأَدْبارَ پشت‌ها بر شما برگردانند و به هزيمت روند ثُمَّ لا يُنْصَرُونَ و پس از هزيمت يارى كرده نشوند يعنى نه از خلق يارى بينند و نه حق مددكارى ضُرِبَتْ وضع كرده شده عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ بر جهودان علامت خوارى در نفس ايشان به حيثيتى كه هرگز منفك نگردد و اصح آنست كه ذلت آن جزيه است أَيْنَ ما ثُقِفُوا هر كجا كه يافته شوند آن ذل به ايشان باشد إِلَّا استثناى منقطع است يعنى خوارى لازم ذات ايشانست ليكن ايشان ازين مىرهند بِحَبْلٍ مِنَ اللَّهِ بعهدى از خدا كه قبول جزيه است وَ حَبْلٍ مِنَ النَّاسِ و عهدى از مؤمنان باذن خداى تعالى بعد از قبض جزيه وَ باؤُ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ و بازگشتند يهود به خشمى از خدا يعنى سزاوار غضب الهى شدند وَ ضُرِبَتْ و زده شد يعنى موضوع گشت عَلَيْهِمُ الْمَسْكَنَةُ بر ايشان علامت درويشى و احتياج يعنى احاطه كرده شده اين نشانه بديشان چون احاطه بيت مضروب بر اهل آن ذلِكَ اين خوارى و مسكنت و رجوع بغضب حق بِأَنَّهُمْ كانُوا به‌آنست كه ايشان هستند از روى عناد يَكْفُرُونَ بِآياتِ اللَّهِ نمىگروند به قرآن يا به احكام توريت يا بمعجزات محمد وَ يَقْتُلُونَ الْأَنْبِياءَ بِغَيْرِ حَقٍّ و مىكشتند پيغمبران را به ناسزا و ناواجب و فى نفس الامر قتل الانبياء ناحق است اما بحسب اعتقاد ايشان نيز به غير حق بود و اين اقبح است از آنكه اعتقاد حقيت داشته باشد در قتل ايشان و گفته‌اند اگرچه قتل از آباى يهود مدينه واقع شده اما چون رضاى ايشان بدان بود در اعداد قاتلان مىآرد ذلِكَ اين كفر و قتل بِما عَصَوْا بسبب آن بود كه نافرمانى كردند وَ كانُوا يَعْتَدُونَ و بودند كه تجاوز مىكردند از حدود خداى تعالى آورده‌اند كه چون عبد اللّه بن سلام و ياران او چون ثعلبه و اسد و اسيد رض دولت اسلام دريافتند يهود زبان طعن گشاده مىگفتند كه ايشان از اشرار قوم مااند كه خلاف اسلاف كرده با ما مخالفت نمودند حق سبحانه آيت فرستاد .