عبد الله قطب بن محيى
96
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم مكتوب 23 - [ واداشتن نفس به امتثال امر رب ] ( من عبد اللّه قطب بن محيى ) خداى عزّ و جلّ بعد از پنج قسم مؤكّد مىفرمايد : إِنَّ عَذابَ رَبِّكَ لَواقِعٌ ما لَهُ مِنْ دافِعٍ « 1 » و از اين هيبتى و ترسى عجب بر من مىنشيند و يقين مىدانم كه اين عذابى است بر اصل كه از جاى درست برمىخيزد كه آن را هيچ صارف و مانع نيست ! اكنون آدمى ضعيف چه چاره سازد ، چه تدبير كند ، روى به كوه نهد ، از پيش گريزد ، به كجا گريزد ؟ چون خداى در مرصاد است و امر خداى از همه سوى محيط است ؛ آهنگ نفس كافر مىبايد كرد كه او را مسلمان سازند تا خلاص يابند كه هيچ تدبير ديگر نيست ، طريق مسكنت و استسلام مىبايد سپرد ز آنكه : تيغ بهر اوست كاو را گردنى است * سايه كافكنده است او را تيغ نيست نفس كه خودى از سر نهاد و نامراد شد ، امر خداى را خاضع مىشود و هر چونكه خداى مىگويد چنان مىكند ، چه او اين هنگام دنگ و لال است ، حول و قوّتى در خود نمىيابد كه رجوع به آن كند ، چندان فزع به وى كار كرده كه يكباره ساقط و متلاشى شده ، هر چون كش مىرانند مىرود . امّا نفس كه به خود ناظر است و به رأى خود معجب و خود را جانبى مىداند و ولىّ امرى مىشناسد ، به رأى خود تدبيرى مىكند و پيش و پس كار خود مىانديشد . زمانى فكر فرزند مىكند ، زمانى انديشهء پيوند ، زمانى اين زمانى آن ! امر خداى كه به وى رسيد به عرض نفس مىرساند تا اگر نفس امضا فرمايد به جاى آورد و الّا امر را چون خود بازگرداند ، آرى او را اين مىرسد كه امر خداى را موقوف دارد در خلف باب و استيذان از نفس كند تا اگر اذن دهد او را بار دهد و الّا باز فرستد !
--> ( 1 ) . سوره طور ، آيههاى 7 و 8 « عذاب پروردگارت واقع شدنى است ، آن را هيچ بازدارندهاى نيست » .