عبد الله قطب بن محيى

87

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

بازشناس كه صفت خداى عزّ و جلّ چنين باشد و اقتضاى آنجا همين باشد كه هرچه جز او است مستهلك باشد نزد وجه او و او منفرد باشد به امر ! و اگرچه وجودا هميشه چنين است ، دوست دارد كه شعورا نيز چنين باشد . يعنى تو ازآنجاكه شعور و درك تو است چنين باشى پيش او ، پس چون جستن رضاى او خواهى زود در اين ناچيزى و استهلاك گريز ، اين در مقام اجمال . و در مقام تفصيل : هر اقتضا كه نفس تو كند ، واحدا بعد واحد چنان دان كه نظير آن آنجا ثابت خواهد بود و حب انفراد به آنجا موجود ، پس زود به نفى آن اقتضا از خود مشغول شو و ترك عمل به مقتضاى آن ، و اين است آن قانون كه مشايخ طريقت مقرر فرموده‌اند براى سالكين كه هرچه سالك را پيش آيد بر نفس عرض بايد كرد ، هر چه اقتضاى او در آن باب آن باشد عكس آن عمل كند . و سرّ اين بر قانون حقيقت بر تو روشن كردم ، چه ، آدمى براى آن كه مخلوق است بر صورت رحمان ، تعالى اللّه عن التشبه بالحدثان ، در هر قضيه اقتضايى مىكند ، شبيه اقتضاى آن كس كه بر صورت او است و چون حب تفرّد آنجا ثابت است ، خشنودى از او به آن حاصل مىشود كه او آن اقتضا را در خود تمكين نكند و رب را عزّ و جلّ در آن بر خود ايثار كند . و از اين جهت محارم مشبّه به حمى گشته كه محل استينار ملك است على ما ثبت فى الخبر . و اينجا مظنه چند سؤال است كه سايل كند : 1 . آنكه طرد اين حكم در همهء اقتضائات ميسر نيست ، مثلا آدمى را اقتضاى چيزى خوردن باشد ، چگونه توان گفت كه نظير آن آنجا ثابت است قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ « 1 » . 2 . آنكه چون بر انسان لازم است كه اقتضائات كه او را به مقتضى « خلق على الصورة » دست مىدهد ، از خود صرف كند براى تحقيق تفريد خلق او بر صورت براى

--> ( 1 ) . سوره اخلاص ، آيه‌هاى 1 و 2 « بگو اوست خداى يگانه ، خداى صمد [ ثابت متعالى ] » .