عبد الله قطب بن محيى
53
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
است در معده است . همين تعب و مشقتى كه در دنيا است ، اثرى است از تعب و مشقت دوزخ . و شكستى كه در دنيا روى مىنمايد ، قليلى است نسبت به شكست « قصمته فى نار جهنّم » كه در دوزخ روى مىنمايد . و العياذ باللّه تعالى ، قال اللّه تعالى : وَ لَنُذِيقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذابِ الْأَدْنى دُونَ الْعَذابِ الْأَكْبَرِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ « 1 » در حينى كه شما گشنهايد ، چگونه مايليد به مضغ و جذب طعام ، دنيا و دوزخ همچنين مايلند به مضغ و جذب آدمى ، قوله تعالى : تَدْعُوا مَنْ أَدْبَرَ وَ تَوَلَّى « 2 » جوش و خروش معده و ثوران بخارات او در حين جوع تأمّل كنيد و حال دوزخ به ياد آوريد كه : تَفُورُ تَكادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ « 3 » امور اين جهان ، نمودار امور آن جهان آفريده شده ، تا مستبصران از اين ، راه به آن يابند . اى ولى من ! فريب جهان مخور ، بلكه جهان را فريب ده ، چنانچه از بعضى عارفان منقول است كه از او پرسيدند : در چه كارى ؟ گفت : به اين جهان افسوس مىكنم ، گفتند : چگونه به اين جهان افسوس مىكنى ؟ گفت : نان اين جهان مىخورم و كار آن جهان مىكنم . اى ولى من ! كار آدمى آن است كه بعد از اين پيش خواهد آمد ، در آخرت ، چنان كار عظيم كه سماوات و ارض و جبال از پيش آن بگريختند ؛ اين كار و بار كه امروز در دست دارد ، به كار و بارى نمىتوان شمرد . نبايد كه آدمى به همگى همت متوجه آن باشد ، سعادت آن است كه در آخرت خواهد بود ، و شقاوت آنكه آنجا روى خواهد نمود . سعادت و شقاوت دنيا را به سعادت و شقاوت نمىتوان شمرد . اى ولى من ! اذن خداى نيست به رفع حجاب و اگر مردمان بديدندى كه در پس
--> ( 1 ) . سوره لقمان ، آيه 21 « و قطعا غير از آن عذاب بزرگتر ، از عذاب اين دنيا [ نيز ] به آنان مىچشانيم اميد كه آنها [ به خدا ] بازگردند » . ( 2 ) . سوره معارج ، آيه 18 « [ دوزخ ] مىخواند هركه را پشت كرده و روى برتافته » . ( 3 ) . سوره ملك ، آيههاى 7 و 8 « در حالى كه مىجوشد ، نزديك است كه از خشم شكافته شود » .