عبد الله قطب بن محيى

528

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

بيرون نخواهد بود . سماوى شويد ، كلى شويد ، نورانى شويد ، فعّال شويد ، ارضى مباشيد ، جزئى مباشيد ، ظلمانى مباشيد ، منفعل مباشيد ، بشنويد پيش از آنكه شنودن سود ندهد ، در بناى بيوت عبادت ندانم كه چه هوا داريد ، تن آسايى را بر آن گزيده‌اند و حاليا در اين جهان لنگر انداخته‌ايد وَ رَضُوا بِالْحَياةِ الدُّنْيا وَ اطْمَأَنُّوا بِها « 1 » صفت شما آمده ؟ واى بر آن‌كس كه به اين حيات راضى شود ، واى بر او . اين بندهء ضعيف بر همان عهد و پيمانم كه كرده‌ام ، و در اين جانب كه هستم شغلم آن است كه بعضى امور مردمان اين جانب مگر به رحمت و فضل و منّت و تيسير خداى عزّ و جلّ نوعى راست شود كه من در آن جانب كه آيم به فراغت كمر خدمت معبود خويش تعالى و تقدّس توانم بست . اگر شما در آنجا در مثل اين كاريد و به نظم بيوت عبادت مشغول‌ايد و بر همان همّت و صفت‌ايد كه بوديد ، اعلام كنيد تا خداى عزّ و جلّ شكر كنم ، و اگر غير اين است هم اعلام كنيد تا يك تنه در اين راه افتم كه مرا روى برگشتن و بازگشتن از اين راه نيست و هر ساعت آتشى تازه در من مىافتد و بىآرام‌ترم مىدارد ( همواره از آنگه كه با شما بودم بىآرام‌ترم ) و ساعت به ساعت آتشى در نهادم مىگيرم كه بيم است تا اوصال و مفاصلم از هم فروريزد و خرّم آن روز كه اين معنى رو نمايد تا از دار هجران رخت بربندم و از اين كربت غربت خلاصى يابم ، هركس از شما كه بر همان صفتيد ، سلام من بر او باد و هركس كه نه بر اينيد هم سلام بر او كه روز دير است و راه دور و انتظار نمىتوان برد ، اگر آمدنىايد در راه افتيد و اگر ايستادنىايد ( بايستيد ) . من چنان با درد خود در مانده‌ام * كز همه آفاق دست افشانده‌ام ديدهء پرآب ، جگر كباب ، دل در اضطراب دارم ، اگر دلى سوخته داريد بياريد تا از

--> ( 1 ) . سوره يونس ، آيه 7 « و به زندگى دنيا دل خوش كرده و بدان اطمينان يافته‌اند » .