عبد الله قطب بن محيى
521
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
چند الهى پيدا شدهاند ، اين رابطه را تا توانى استوار دار كه از اين ممر در آخرت تو را نفع خواهد رسيد ، اين اجتماع و انفراد كه رو نموده ، از رحمت خداى است ، و حبل خداى است كه فروفرستاده ، دست در آن زن و دست از آن مدار وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَ كُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْها . « 1 » نگويى كه ما پيش از اين هم ، دوستان [ يكديگر ] بوديم ، براى آنكه دوستى طبع دشمنى است و دوستى حقيقى دوستى تقوا است كه اكنون رو نموده . اى ولى من ! اى حبيب من ! در تأسيس اين امر و نظم اين شأن كوش كه اين امرى است كه اگر منتظم شود بسا خير كه در ضمن آن باشد و بسا كس كه به واسطهء آن به سعادت خويش رسند و اجر همهء ايشان در ديوان تو نويسند ، درياب كه فرصتى بهتر از اين نمىيابى و كارى بهتر از اين تو را پيش نمىآيد ، عمر خويش را بدين دراز ساز هركس كه به نظم چنين خيرى و بناى چنين بقعهاى موفق شد تا اثر آن در جهان باقى است ، هر طاعت كه در آن مىشود ، حكم آن دارد كه او زنده است و آن طاعت بجا مىآورد ، قال اللّه تعالى : وَ نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ . « 2 » و بسيار غبن و حيف باشد كه كسى تواند كه عمر خود را دويست سال ، سيصد سال سازد كه همه در طاعت صرف شود و خدا داند كه هر ساعت طاعت ، چه اجر عظيم دارد و مع ذلك اين كار نكند ، حيف و چه حيف . بعضى از مردگان را به خواب ديدهاند كه مىگفته راضيم كه در دنيا بودمى و در و دروازه در ديده اين كس گشتى و يك بار گفتى لا إله الا اللّه ، چون اين كس مىتواند كه در شيب خاك خسبيده باشد و
--> ( 1 ) . سوره آل عمران ، آيه 103 « و همگى به ريسمان خدا چنگ زنيد و پراكنده نشويد و نعمت خدا را بر خود ياد كنيد ، آنگاه كه دشمنان [ يكديگر ] بوديد ، پس ميان دلهاى شما الفت انداخت تا به لطف او برادران هم شديد و بر كنار پرتگاه آتش بوديد كه شما را از آن رهانيد » . ( 2 ) . سوره يس ، آيه 12 « و آنچه را از پيش فرستادهاند با آثار [ و اعمال ] شان درج مىكنيم » .