عبد الله قطب بن محيى
509
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
اين است صورت خواب و سخن بيدارى نيز همين است . اى ولى من ! اى حبيب من ! عمر آدمى پيدا است كه چه مقدار است و از آن بيشتر نيز گذشته ، اين اندك كه مانده ، به دست و دندان خود را مىبايد گرفت كه هر چون كه باشد آن را در راه خدا صرف كنند و از هيچ باك و ترس ندارند و از هيچ باز نخورند و عوض آن عمر جاويد در جوار خداى عزّ و جلّ و سعادت ابدى بيابند . اى ولى من ! و اگر مردمان موافق نباشند و گويند اين بقيه نيز به همان نوع صرف مىبايد كرد كه گذشته عجب نيست ، براى آنكه اكثر ناس گمان هستى به غير اين جهان نبردهاند و اگرچه به زبان نام آخرت برند ، دل ايشان از آن خبردار نباشد ! قال اللّه تعالى : وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ . « 1 » اى ولى من ! مردمان دانند و جهل خود ، ما كه به رحمت خدا دانستهايم كه امر نه چنين است و جز اين هستى ، هستى هست و دانستهايم كه چون از طبيعت مرديم به حكمت زنده مىشويم و جهان حكمت اوسع و اعلى است از جهان طبيعت . و نسبت جهان طبيعت به جهان حكمت ، نسبت شكم مادر است به اين جهان و نسبت موات است به حىّ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ « 2 » چگونه تابع آن نادانان شويم ، و چگونه دنيا را وطن سازيم ، وَ رَضُوا بِالْحَياةِ الدُّنْيا وَ اطْمَأَنُّوا بِها « 3 » صفت ما باشد و أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ « 4 » طريقهء ما ! ؟ معاذ اللّه كه ما دانستهء خود را نادانسته سازيم ، عهد ما با خداى عزّ و جلّ تازه ( است ) كه تا جان در تن داريم جز راه
--> ( 1 ) . سوره روم ، آيههاى 6 و 7 « ولى بيشتر مردم نمىدانند ، از زندگى دنيا ظاهرى را مىشناسند و حال آنكه از آخرت غافلند » . ( 2 ) . سوره عنكبوت ، آيه 64 « و زندگى حقيقى همانا [ در ] سراى آخرت است » . ( 3 ) . سوره يونس ، آيه 7 « و به زندگى دنيا دل خوش كرده و بدان اطمينان يافتهاند » . ( 4 ) . سوره اعراف ، آيه 176 « اما او به زمين [ دنيا ] گراييد و از هواى نفس خود پيروى كرد » .