عبد الله قطب بن محيى
457
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
شايستهء لطف باشند نه شايستهء عقوبت ، كه آنجا هيچ ميل نيست ، حلوا و مشت هر دو آماده كردهاند ، اگر كسى مطيع رود ، او را حلوا در دهن نهند و اگر عاق رود مشت به دهن زنند ، كارخانهء عدل است يك سر مو جور و ميل آنجا نباشد إِنَّ رَبَّكَ سَرِيعُ الْعِقابِ وَ إِنَّهُ لَغَفُورٌ رَحِيمٌ . « 1 » كار خود را از پيش مىبايد ساخت ، هيچيك از شما توانستيد كه مرگ را از او بازداريد ؟ هيچكس نيز از شما بازنتواندداشت ، اكنون او را هيچ انديشهء مال و جاه هست ؟ و اگر ( در ) زندگانى مال او را قصورى يا جاه او را فتورى روى نموده هيچ غم آن مىخورد ؟ يا آنكه اگر قصورى در عمل صالح داشته غم آن دارد ، حال شما نيز چنين خواهد بود ، اكنون خود را دريابيد به شكرانهء آنكه زندهايد . و بدانيد كه مثل آدميان مثل آن دو كس است كه جندىاى يكى را از ايشان مىكشت گفت مرا چرا مىكشى ؟ گفت : ديگرى بترسد و زر بدهد ، گفت : او را بكش تا من بترسم ! هركس از آدميان كه مىميرد براى آن است تا ديگران پند گيرند ، ممكن بود كه اين ديگر به مردى تا او پند گرفتى ، چون چنين شد اين رحمت را بر خود ضايع نبايد كرد ، نبايد كه گويند : عزانامه براى رفع تلخى است ، اين سخنهاى تلخ چيست ؟ براى آنكه : جهان آن به كه دانا تلخ گيرد * كه شيرين زندگانى تلخ ميرد هر كام كه به حق شيرين نمىشود ما را چه مهم كه آن كام را شيرين كنيم و هر كام كه به حق شيرين مىشود سخنى حقتر از آنچه گفتيم نداريم ، چون ما دوستدار شماايم شرط دوستى غمخوارى است : هركه او را تو دوست مىدارى * از خودش دور مىبنگذارى مىبرى با خودش به عالم خويش * گرچه گردد دلش به غايت ريش
--> ( 1 ) . سوره انعام ، آيه 165 « آرى پروردگار تو زودكيفر است و [ هم ] او بس آمرزنده مهربان است » .