عبد الله قطب بن محيى
445
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
تأمّل در نظام جهان كنيد و حركت پيوستهء آسمان كه بالضّروره ( است ) بشناسيد كه جهان در كارى است و معطل نيست ، آيا آن چه كار است ؟ و كار كن بىكار فرماى نباشد ، آيا آن كارفرماى كيست ؟ چند سر در گريبان جزئيت فروبردهايد و جز اين شغلهاى ابتر بشر نمىشناسيد و نمىدانيد ؟ أَ وَ لَمْ يَنْظُرُوا فِي مَلَكُوتِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ « 1 » از كارهاى بزرگ امر واقف شويد تا اين كارهاى خرد خود بر چشمتان حقير شود ، پس دست از خود و كاروبار خود بداريد ، تا هستى شما با هستى كلّ آميزد و در جمع آن رود ، همچون آن اعرابى كه سبوى آب از باديه جهت خليفه به تحفه آورده بود ، گذارش به دجله افتاد كه در در خانهء خليفه مىگذشت ، از تحفهء خود شرمنده شد ، سبوى را در دجله ريخت . اى اخوان ! اين همه قرآن مىخوانيد نمىشنوى كه چه مقدار امر به تفكّر و اعتبار مىفرمايد ؟ چرا وصيّت خداى عزّ و جلّ را نمىشنويد ؟ ديده برگشاييد كه وَ مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى وَ أَضَلُّ سَبِيلًا « 2 » شما دانيد كه مقصود از اين اعمى آن كس نباشد كه الوان و اضوا كه بر سطوح اجسام است ادراك نكند ، مقصود آنكس است كه زينت فايضه بر وجود و حسنهء مبذوله از منعم ذىجود درنيابد ، و هركس كه زينت و نظامى كه مقتضى تدبير علىّ كبير است درنيافت كه چشم او بدان روشن و دل او به آن خرسند شود ، همّت او مصروف اتمام نظام و زينتى باشد كه وهم او آن را انديشد و اختراع كند و اتمام آن موجب ابطال نظام و زينت الهى است كه وَ لَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْواءَهُمْ لَفَسَدَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ وَ مَنْ فِيهِنَّ « 3 » هرآينه چنان كس هميشه به فساد
--> ( 1 ) . سوره اعراف ، آيه 185 « آيا در ملكوت آسمانها و زمين و هر چيزى كه خدا آفريده است ننگريستهاند » . ( 2 ) . سوره اسراء ، آيه 72 « و هركه در اين [ دنيا ] كور [ دل ] باشد ، در آخرت [ هم ] كور [ دل ] و گمراهتر خواهد بود » . ( 3 ) . سوره مؤمنون ، آيههاى 71 و 72 « و اگر حق از هوسهاى آنها پيروى مىكرد ، قطعا آسمانها و زمين و هركه در آنهاست تباه مىشد » .