عبد الله قطب بن محيى

419

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

محبت است « و قوله : اعوذ بمعافاتك من عقوبتك » استعاذه است از فعل به فعل و اين مقام اهل تقوا است « و قوله : اعوذ بك منك » استعاذه است از ذات به ذات و اين مقام اهل توحيد است و در مقام اول و دوم مسئول عدول است از حالى به حالى ، و در مقام سيم مسئول تبديل عين حال است براى شهود عين ، و صدور اين كلمات از آن حضرت به حسب تقلّب ايشان بوده در اين مقامات به هر مقام كه فرود مىآمده‌اند به لسان آن مقام سخن مىفرموده‌اند و اللّه اعلم بالصواب . * * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم مكتوب 175 [ نصيب آدمى از هستى ] من عبد اللّه قطب الى وليّى فى اللّه الامير محب الملّة و الدّين الشيخ محمد . هركس كه قسط هستى در قالب او بيشتر ريخته‌اند و نصيب او از هستى زياده داده‌اند ، عزيمت او عزيمت است و هرچه مىداند و امارات آن قايم است مىداند و بر آن ثابت و راسخ است و ضدّ آن را نزد او مجال نيست و زبان شيطان پيش او لال است ، تزلزل و سستى و وهن در اقوال و افعال و اعتقادات او نيست و نمىباشد ( و بلال‌وار شيطان از سايهء او مىگريزد ) . اهل تزلزل كه نه اعتقادشان اعتقاد است و نه بر فعل و قول ايشان اعتماد ، آنانند كه نصيب ايشان از هستى قليل است ، به چراغ نيم‌مرده مانند كه مدد روغن فيض از ايشان منقطع است و فتيلهء تن ايشان از پنبهء كهنه‌اى قوّت بازنمانده‌اى ساخته‌اند ، همچون چراغ دزدان لحظه‌اى روشن است و لحظه‌اى ميرد ، او كجا و آن چراغ ربّانى كجا كه در دلى كه از كوكب درّى تابان‌تر است افروخته و مدد از زيت شجرهء مباركه زيتونهء نبوّت محمديه متواصل و غير منقطع است . و اميدم به رحمت خداى عزّ و جلّ آن است كه شما از آنانيد كه نصيب شما از هستى وافر است و قسط شما از آن وافر . ( هرآينه حكايتى كه در باب ثبات دل و استقامت