عبد الله قطب بن محيى
403
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
شَياطِينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً . « 1 » زخرف القول ، سخنهاى آراستهء معقولنماى است كه فى الحقيقة باطل و نامعقول است ، اكنون اين كار كه شما پيش گرفتهايد احياى سنت رسول اللّه است صلى اللّه عليه و آله و انبيا ، ناچار ابليس جنود خويش را از شياطين جن و انس به حكم وَ اسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ وَ أَجْلِبْ عَلَيْهِمْ بِخَيْلِكَ وَ رَجِلِكَ « 2 » بر شما خواهد گماشت ، گاه از راه مكر و اغوا و گاه از راه طعن و ايذا و گاه از راه تعدّى و استيلا و اگر يكى از شما درخورده و سست شد ، در ديگران سرايت مىكند و به مثابهء نظمى مىشود ، معاذ اللّه كه سلك آن گسسته شود و متابع از هم فروريزد : هر كجا لشگر شكسته مىشود * از دو سه سست و مخنث مىبود با صف آيد با سِلاح و مردوار * دل بر او بنهد كاينك يار غار رو برگرداند چو بيند زخم را * رفتن او بشكند پشت تو را خواب امير ركن الدين حسن همانا شنيدهايد و معامله كلاب ، غرض كه آتش بارىاى در اين قصه مىنمايد ، پاى داريد و ملغزيد كه امتحان خداى است الم أَ حَسِبَ النَّاسُ « الى قوله تعالى » فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبِينَ . « 3 » اى اخوان ! بدانيد كه چنانكه در راه زمين كس بىقافله نتواند رفت ، مگر شخصى يگانه و پهلوانى مردانه كه در قرنى يكى از آن جنس مىباشد ، همچنين در راه خدا تنها نتوان رفت ، جماعتى متّفق بايد شد تا اين راه توان رفت ، حالى بنياد اين شده كه از شما
--> ( 1 ) . سوره انعام ، آيه 112 « و بدينگونه براى هر پيامبرى دشمنى از شيطانهاى انس و جن برگماشتيم بعضى از آنها به بعضى براى فريب [ يكديگر ] سخنان آراسته القا مىكنند » . ( 2 ) . سوره اسراء ، آيه 64 « و از ايشان هركه را توانستى با آواى خود تحريك كن و با سواران و پيادگانت بر آنها بتاز » . ( 3 ) . سوره عنكبوت ، آيههاى 1 و 2 و 3 « الف لام ميم ، آيا مردم پنداشتند كه تا گفتند ايمان آورديم رها مىشوند و مورد آزمايش قرار نمىگيرند ، و به يقين كسانى را كه پيش از اينان بودند آزموديم تا خدا آنان را كه راست گفتهاند معلوم دارد و دروغگويان را [ نيز ] معلوم دارد » .