عبد الله قطب بن محيى

398

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

اين موجب است انكار جماعتى را ، و جماعتى ديگر را حسد داعى است بر انكار ، و جماعتى ديگر را حبّ فسق و لذّات محرّمه داعى است بر انكار ، براى آنكه هرچند رونق حق مىافزايد ، بازار فساد كساد مىگردد و شين و عوار آن ظهور مىيابد و نيز بعضى فسوق هست كه بىاجتماعى زياده لذتى ندارد . مىترسند كه اندك اندك معاشران ايشان ميل حق كنند و از باطل انابه كنند آن‌گاه ايشان تنها بمانند و عيش بر ايشان گوارا نباشد « لا هنّأ اللّه عيشهم » و بدتر نتيجه‌اى فسق را اين تواند بود كه موجب بغض حق شود و حبّ خمول اهل آن . و جماعتى را حبّ عظمت و همى براى فرزندان و خويشان داعى است بر انكار كه ، انديشه مىكنند كه اگر اين حق ظاهر شود فرزندان و خويشان ايشان ميل به آن كنند و تبذّل و ترك تعظمات وهميه بر ايشان آسان شود و جامه بىتكلف بپوشند و از خدمت خود كردن عار ندارند « و ما يشاكل ذلك » و اين بر چشم ايشان ذلّى و هوانى مىنمايد ، حال آنكه ذليل ايشانند كه به ذات خود قايم نيستند و قيام و انتعاش ايشان به قوّهء اسبابى است بيرون از ذات ايشان هرآينه آن روز كه اين اسباب و اشيا با ايشان نماند كه وَ لَقَدْ جِئْتُمُونا فُرادى كَما خَلَقْناكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ تَرَكْتُمْ ما خَوَّلْناكُمْ وَراءَ ظُهُورِكُمْ « 1 » خوارى و ذل ايشان آشكارا شود ، همچون كل كه كلاه از سر او بيفتد ، لاجرم امثال مورچه حشر شوند « كما اخبر عن ذلك نبينا صلّى اللّه عليه و آله » . پيكر خوب و زشت در حمام آشكارا شود كه از همه لباسى مجرد شوند و همه رنگ و بوى از تن فروشويند ، اگر نه در بيرون حمّام بسيار خوب‌صورتان خوبى ايشان به اوساخ جسد و دنس و دنائت ثياب پوشيده شده و بسيار بدصورتان بدى ايشان به گونه و گلاب و نفاست ثياب مستور گشته .

--> ( 1 ) . سوره انعام ، آيه 94 « و همان گونه كه شما را نخستين بار آفريديم [ اكنون نيز ] تنها به سوى ما آمده‌ايد و آنچه را به شما عطا كرده بوديم ، پشت سر خود نهاده‌ايد » .