عبد الله قطب بن محيى
37
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
ظلمت و غبار از حركات خارجهء قواى جسمانيه متولد مىشود و نور ايمان كه اثر تابش جوهر روح است ، در تحت اغطيهء آن مستتر و متوارى مىگردد : « كما ورد فى الحديث : لا يزنى الزّانى حين يزنى و هو مؤمن » اى : ظاهر الايمان . هركس كه سلطان روح او دايم قايم باشد و قواى جسمانيهء او هميشه در مقام خويش واقف و به كار خود مشغول ، قطعا از وى معصيت صادر نگردد و از ذكر خداى عزّ و جلّ فترت او را روى ننمايد ، و صفت يُسَبِّحُونَ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ لا يَفْتُرُونَ « 1 » داشته باشد . ديگر پرسيده بودند از طريق تحصيل معرفت و محبت و نماى آن . جواب : فكر لطيف معدّ حصول معرفت است و فكر لطيف عبارت است از ترصّد وارد در موارد آن ، و انتظار الهام در مظانّ آن بىزيادتى اتعاب قريحه ، و تعويد نفس به خلوت و تنهايى مثمر انس است با عالم غيب ، و چون به اين دو جوع و صمت منضمّ گردد ، تمام مراد به حصول رسد . باذن اللّه عزّ و جلّ . ( ديگر پرسيده بودند كه [ آيا ] امرى جامع هست كه آدمى دست به آن گيرد و از تشعّب طرق خير مستغنى شود ؟ ) . جواب : بذل وجود ، جامع همهء طاعات است ، و مثل اين مثل محبى است كه از ذخاير و اموال خويش ، هر لحظه تحفهء ظريف و هديهء شريف ، پيش محبوب كشد . چون نگاه كند جز آنچه پيش كشيده پيشكش او نكرده ، چون چنين بيند ، خود را پيش كشد و قصه كوتاه كند ؛ چه بعد از آنكه او ملك محبوب شد هرچه او دارد ملك او گشت ، بىآنكه مفصلا آن را متوجه او سازد . اكنون اين پيشكشى است محتوى بر همه پيشكشها ، همچنين مريد سالك ، هر چند بذل قوا و معانى خويش در راه خداى عزّ و جلّ مىكند ، چون نگاه مىكند آنچه مانده بيش از آن است كه انفاق كرده ، غيرت اين دل او را از سلوك اين راه دور و دراز و
--> ( 1 ) . سوره انبياء ، آيه 20 « شبانه روز بىآنكه سستى ورزند نيايش مىكنند » .